طرح ریزی استراتژیک


" روشها، مراحل وشیوه ها "

استراتژی:

تعریف جامعی از" استراتژی " درفرهنگ لغت آورده شده است. " علم وهنر به کارگرفتن نیروهای سیاسی، اقتصادی، روانی، نظامی یک ملت یا گروهی ازملتها برای حداکثرحمایت ازسیاسیتهای اخذ شده درجنگ یا صلح. "
برنامه ریزی استراتژیک:

فرایندی است برای تشخیص سیاستهایی که ( اگربه موارد اجرا گذاشته شوند) باعث می شوند پیش بینی های وضع آینده به وضع دلخواه ما تبدیل شوند.

مهمترین روش های طرح ریزی استراتژیک:

مهمترین روشهای طرح ریزی استراتژیک ازطریق پیش بینی آینده های جایگزین است .

1. روش تحلیل روندها Trend Analysis

این روش به نامهای دیگری ازقبیل پیش بینی گرایش، طرح ریزی روند، قیاس گیری روند نیزشناخته می شود ودر بیشترمطالعات آینده های جایگزین بکارمی رود. ساده ترین شکل قیاس گیری روند این است که داده ها( ارقام ) گذشته را به عنوان تابعی اززمان رسم نمائیم وبنابراین رابطه یک منحنی را که تا آینده امتداد پیدا می کند، بدست آوریم.
روش های تطبیق منحنی برای داده های مختلف بسیارزیادند، به طورمثال ازروش رگرسیون خطی، رگرسیون غیرخطی وتحلیل سری های زمانی می توان یاد کرد.
اگرچه این روش تحلیل روند ها دارای نقاط ضعف ومحدودیتهای بسیاری است اما یکی ازروشهای پرطرفدارباقی مانده است. یکی ازدلایلش این است که اگرداده های روند گذشته دردسترس باشند، قیاس گیری روند سریع وارزان قابل انجام است ونیاززیادی به درک عوامل سببی ندارد. اگرداده های موجود منظم بوده وزمان نسبتا ً طولانی را درگذشته بپوشاند، پیش بینی کنندگان می توانند تا حد زیادی اطمینان داشته باشند که تحلیل روند درکوتاه مدت ازاعتبار خوبی برخورداراست.
اگرپیش بینی هایی که درگذشته براساس این داده ها صورت گرفتند، درست ازآب درآمده باشند، اطمینان ازدرستی پیش بینی های بعدی بیشترخواهد بود.
این روش دارای محدودیتهای قابل توجی است. ازهمه مهمتراین است که تحلیل روند به تنهایی ما را قادرنمی سازد که به روابط سببی پی ببریم وآنها را به خوبی درک کنیم.
تحلیل روندها با این فرض انجام می شود که آنچه درگذشته رخ داده است، درآینده هم ادامه خواهد یافت. درحالیکه آینده ممکن است که شبیه به گذشته نباشد. مشکلات دیگری نیز وجود دارند که ناشی از کاربرد داده های تاریخی ناقص
یا نادرست یا اشتباهات ریاضی درهنگام ترسیم وتطبیق منحنی می باشند.
با وجود محدودیت ها، تحلیل روند ها به عنوان متداولترین روش برای ایجاد آینده های جایگزین واغلب، به عنوان تنها راه موجود مورد استفاده قرارمی گیرد. ساده ترین روش نیزبه شمارمی آید وتا حدی محدود توانایی نشان دادن روابط سببی را دارد. بدین دلیل برای مطالعات کوتاه مدت مناسبتراست ، زیرا دراینگونه مطالعات احتمال تغییردر عوامل سببی کمتراست.

2. روش تحلیل ماتریس تأثیرمتقاطع Cross- Impact Matrix Analysis

یک انتقاد به روش قبلی این است که تأثیرمتقابل متغیرها را نمی سنجد.ازاین جهت، قیاس گیری روند روش ضعیفی تلقی می شود؛ زیرا عموما ً فقط یک پارامتررا درنظَرمی گیرد ومعمولا ً روندها را به جای رویدادها مورد بحث قرارمی دهد. روش تحلیل ماتریس تأثیرمتقاطع یکی ازراههایی است که می توان تأثیرمتقابل روندها و رویدادها را مورد مطالعه قرارداد. این روش اول بارتوسط " اولاف هلمر" ابداع شد وکمترازروشهای دیگرشناخته شده است، اما توسط شرکت چند ملیتی جنرال الکتریک، دولت سوئد وسایرین مورد استفاده قرارگرفته است.
دراین روش ازیک ماتریس دوبعدی ساده استفاده می شود. تمام رویدادهای مربوطه( E2 …. En) وتمام روندهای مربوطه (T2 …. Tn) برروی محورهای افقی وعمودی قرارداده می شوند. دراولین مرحله این روش باید رویدادها وروندهای مربوط ومناسب مؤثربرآینده را انتخاب کنیم. این رویدادها وروندها براساس رقابت کارشناسی انتخاب می شوند. هرکدام ازرویدادها باید دارای احتمال وقوع معقولانه ای باشد وبرآینده مربوط نیز تأثیرمهمی داشته باشد. هرکدام ازروندها نیزباید به آینده مربوط باشند ویا شاخص هایی ازچگونگی تغییرات آینده باشند. به طورمثال " آمریکا توانایی استفاده نظامی ازلیزر را پیدا می کند" یک رویداد است و" هزینه نظامی آمریکا سالانه دو درصد افزایش می یابد " یک روند است.
پس ازاینکه رویدادها درماتریس قرارداده شدند، قضاوت کارشناسی بکارمی رود تا احتمال وقوع هررویداد وروند را ( درصورتی که رویداد یا روند متقابل آنها درروی محوردیگررخ دهد) ، برآورد کنند.
به طورمثال، فرض کنیم که رویداد E2 (برروی محورعمودی) به وقوع پیوسته است، دراین صورت احتمال وقوع رویداد E2 تا E5 (برروی محورافقی) چیست ؟ این عمل تکرارمی شود، تا اینکه تمام بلوک درماتریس پرشود. این کارساده ای نیست؛ حتی دریک ماتریس نسبتا ً کوچک 20*20 باید 380 احتمال محاسبه شود. ساختن این ماتریس ساده بسیارارزشمند است، زیرا ما را مجبورمی سازد که به رابطه هرعامل با هریک ازعوامل دیگربیاندیشیم. هدف این است که ازبلوک های زمانی به عنوان پله هایی برای رسیدن به آینده استفاده کنیم.
روند ها نیز به همین صورت می توانند بررسی شوند. ماتریس های رویدادها وروند ها با یکدیگرتصویری ازآینده را ارائه می دهند. این ماتریس ها نمایان می سازند که چه موقع رویدادها پیش می آیند وهرروند چه ارزشهایی درهرزمان خاص خواهد داشت. همانند الگوی شبیه سازی، ازاین روش به عنوان وسیله ای برای برقراری ارتباطات وآموزش کارشناسان ونیزآزمون فرضیه ها استفاده می کنند. بدلیل اینکه هرگردش این الگو سناریوی مختلفی را تولید می کند، ازاین روش می توانیم برای ایجاد آینده های جایگزین به سرعت استفاده کنیم و نشان دهیم که هرآینده چگونه
مراحل تکاملش را می پیماید. اگرچه ساختن این الگو کاردشوارووقت گیری است، داده های آن به صورتی ساده وقابل فهم نمایان می شوند.

مهم ترین اشکالات این روش این است که:

1- تغییرات درروند ها تأثیرمتقابل خطی برنتایج دارند، درحالیکه درحقیقت این تأثیرممکن است خطی نباشد.

2- مقایسه های دو به دو( به طورمثال تأثیررویداد یک بررویداد دو) ممکن است که رابطه های واقعی را نشان ندهند.

3- شمارش مضاعف تماس متقابل ممکن است رخ دهد.

4- روش خسته کننده ووقت گیری است. بیش ازهرچیزی متکی به روش کارشناسان است. مهمترین ارزش این روش این است که پژوهشگران را وادارمی کند تا به روابط متقابل تمام متغیرهایی که برای تجزیه وتحلیل انتخاب شده اند، با دقت بسیاربیاندیشند.
روش تأثیرمتقابل بسیارپرزحمت است واگرتعداد رویدادهای درنظرگرفته شده بیش ازده تا باشد، تعیین احتمال وقوع آنها می تواند خسته کننده وملا ل آورگردد. با این وجود، ازاین روش برای مشکلاتی مانند ارزیابی ثبات سیاسی یک منطقه جغرافیایی پراشوب می توان استفاده کرد.

3. روش تحلیل سری های زمانی Time Series Analysis

تحلیل سری های زمانی به روشهای ریاضی بکاررفته مربوط می شود تا بهترین روند را برای داده ها پیدا کنند. این روش می تواند هم ساده وهم پیچیده باشد. راه سهل تراین است که منحنی را ازداده های تاریخی به نحوی بگذرانیم که خطای بین منحنی وداده ها را به حداقل ممکن برسانیم.
این منحنی می تواند یک خط راست باشد ویا یک خط منحنی دار. ازفرایندهای آماری برای قراردادن منحنی درمیان نقاط داده ها استفاده می شود. اگربرازندن خوب باشد، می توان انتظارداشت که منحنی ازارقام داده شده نیز گذشته وبه آینده کشیده شود وامرپیش بینی را میسر سازد.

4. تکنیک د لفای The Delphi Technique

شیوه یا تکنیک دلفای دراوایل دهه 1950 درمرکزتحقیقات " راند " پدید آورده شد. دلفای به طورگسترده ای درمطالعات آینده وسایرزمینه ها مورد استفاده قرارگرفته است. ایده اصلی این است که کارشناسان بسیاری برروی یک موضوع به طورسیستماتیک متمرکزشوند تا اطلاعات بیشتری را درمورد آن موضوع عرضه کنند ودرانتها قادرباشند که پیش بینی جامعتری را پیشنهاد کنند. درحالیکه یک کارشناس به تنهایی قادرنخواهد بود که اطلاعاتی به آن کاملی وپیش بینی به آن جامعی را ارائه کند.
درضمن، این تکنیک دلفای براین اعتقاد استواراست که روشهای رودررو تحت تأثیرتسلط شخصیت های قومی ویا گرایش بسوی یک صدا شدن با اکثریت قرارمی گیرند. برخی ازپزوهشگران معتقدند که به برخی حقایق می توان مستقیما ض وبدون استدلال پی برد، بنابراین بربصیرت، درک مستقیم وحس بینش کارشناسان می توان اتکا کرد.
انواع مختلف تکنیک دلفای پدیدارگردیده اند، ولی همه مشابه تکنیک اولیه هستند، که دارای ده مرحله است:

مرحله (1): تشکیل تیمی که کارایجاد ونظارت بریک دلفای درمورد موضوع خاصی را به عهده می گیرد.

مرحله (2): انتخاب یک یا چند گروه برای شرکت دراین تمرین. معمولا ًَ اعضای گروهها کارشناسان اموری هستند که باید مورد بررسی قرارگیرند.

مرحله (3): تهیه پرسشنامه اولین دوردلفای.

مرحله (4): آزمایش پرسشنامه برای حصول اطمینان ازمناسب بودن کلمات بکاربرده شده (به طورمثال: غیرمبهم بودن، گنگ نبودن ودوپهلو نبودن کلمات).

مرحله (5): انتقال پرسشنامه دوراول به اعضای گروهها.

مرحله (6): تجزیه وتحلیل پاسخهای دوراول.

مرحله (7): تهیه پرسشنامه دوردوم ( وآزمون آن).

مرحله (8): انتقال پرسشنامه دوردوم به اعضای گروهها.

مرحله (9): تجزیه وتحلیل پاسخهای دوردوم (مراحل 7 تا 9 را می توان آنقدرتکرارکرد تا به ثبات نتایح دست یافت).

مرحله (10): تهیه گزارشی توسط تیم تحلیلگران برای ارائه نتایج این تمرین.
دراوایل دهه 1960 که روش دلفای درمرکز راند درسانتامونیکای کالیفرنیا به کاررفت، تحلیل گران برای پاسخ یابی به سوالاتی درمورد کاربرد نظامی تکنولوژیهای آینده ومشکلات سیاسی احتمالی وراهکارهای آنها برای این کاربرد نظامی ازنقطه نظرات کارشناسان بهره گرفتند. با فرض اینکه کارشناسان بیشتر ازافراد غیرکارشناس احتمال دارد که درمورد پدیده های آینده دررشته های تخصصی خود نظرهای درستی را ارائه دهند.

اما مشکل این است که وقتی کارشناسان را دریک اتاق کنفرانس دور هم جمع می کنیم مسایلی غیرازآنچه که مورد نظرما می باشند، نیزایجاد می شوند. به طورمثال، اغلب آن فردی که تمایل با عادت به مناظره با صدای بلند دارد، به جای آن فردی که منطقی ترین استدلال را ارائه می کند، حرف خود را به کرسی می نشاند.
دراین روش کارشناسان اول شناسایی شده وازآنها درخواست می شود که درپروژه تحقیقی شرکت کنند. به آنها اطمینان داده می شود که بیانات خود را بدون واهمه ازاینکه نامشان افششا شود ابرازدارند. سؤالات درتعدادی پرسشنامه های دنباله دارمطرح می شوند وهرشخص پاسخ دهنده که عقایدش با نقطه نظرات گروه خیلی تفاوت داشت، باید دلایلی برای عدم توافقش ارائه دهد. دلایل داده شده برای عقاید افراطی درپرسشنامه های بعدی همراه با اتفاق نظرگروه به آنها اطلاع داده می شوند.
دوعنصری که روش دلفای را متمایزمی سازند عبارتند از: گمنام باقی ماندن تک تک کارشناسان( این که معلوم نمی شود هرکس چه پاسخی را ارائه کرده است) وبازخورد این که اطلاعات دوباره به گروه برای روشن سازی برگردانده می شوند) .
دلفای یک روش سهل ومناسبی است برای شناسایی روندها ورویدادهایی که باید درنظرگرفته شوند. این بخصوص درمواردی مفید است که مطالعات چند رشته ای وسیع وخارج ازمحدوده کاری یک پژوهشگربایدبه انجام برساند. این روش ازاین مزیت هم برخورداراست که می توانیم تعداد زیادی ازکارشناسان مختلف را دریک پروژه پژوهشی شرکت
داده واختلاف نظرهای علمی یا سیاسی آنها را درحد پایین نگه داریم. مانند روشهای دیگر، وسیله ای بسیارمناسب برای یاد گیری تیم اصلی پژوهشی بوده وبه مرحله ایجاد فرضیه ها کمک می نماید.
اشکال عمده این روش این است که درمعرض تعصبات شخصی گروه پژوهشی وپاسخ دهندگان به پرسشنامه ها قراردارد. گروه پژوهشی ممکن است ارادی ویا غیرارادی سوالات را به نحوی که تمایل دارند، طرح ریزی کنند. حتی درمواردی هم که تیم پژوهشی سوالات متعادلی را تهیه می کنند، پاسخ دهندگان ممکن است تعصبات شخصی یا حرفه ای خود را درپاسخ هایشان ارائه کنند.
انتخاب کارشناسانی با تخصص های گوناگون تاحدی این مشکل را حل خواهد کرد. یک انتقاد دیگرکه به این روش وارد آمده است، این است که با تأکید بررای اکثریت (که ممکن است دراشتباه باشند)، به عقاید اقلیت توجه کافی نمی شود( که ممکن است حرف حساب ودرست را گفته باشند).
درضمن، درمحاسبه میانگین برای توصیف اتفاق آرا پاسخ های تمام کارشناسان را هم وزن می گیریم حتی اگربرخی ازآنها درمورد سرال خاصی اطلاعات کافی نداشته باشند. درمجموع، تکنیک دلفای رهیافت علمی برای پیش بینی محیط های آینده نمی باشد.
مهم ترین نقطه ضعف این روش این است که امکان نظارت تیم پژوهشی بررفتارکارشناسان وامکان آگاهی یافتن ازاینکه کارشناسان چگونه پاسخ های داده شده خود را تنظیم کردند، وجو.د ندارد.
ازآنجائیکه تهیه پرسشنامه های واضح وبدون غلط برای روش دلفای امری دشواراست، ازراه دیگری نیز به جمع آوری نظرات کارشناسان می پردازند وآن هم مصاحبه های مفصل با افراد کارشناس است. درسالهای اخیر، استفاده ازکامپیوتردرروش دلفای متداول گردیده است.
به هرصورت، روش دلفای را می توان درپیش بینی های هنجاری ویا تجسسی به کاربرد. ازآنجا که روشی است برای استنباط وترکیب قضاوت های شخصی ، این روش برای مواردی که تنها قضاوت ها به جای حقایق دردسترس اند بسیارمفید خواهد بود. پژوهشگربازاریابی کالای تولیدی باید درمورد سلیقه خریداران بپرسد، تولید کننده اتومبیل باید درمورد استراتژی رقبای خود پرسش کند، سیاستمداردرمورد پیامدهای احتمالی سیاستهای مورد حمایت خود اطلاعاتی جمع کند.

5. پیش بینی نابغه وقضاوت کارشناسی Genus Forecasting and Expert Judgment

روش پیش بینی نابغه راهی را برای کاوش آینده پیش روی ما قرارمی دهد، بدون اینکه درگیرمشکلات روش شناختی گردیم ونتایج جالبی را هم برای ما فراهم آورده است. البته اعتباراین روش تقریبا ً به طورکامل بستگی به اعتبارشخصی دارد که آن را به کارمی گیرد.
غیرازاین مشکل، یکی دیگرازنقاط ضعف این روش آن است که تکرارشدنی نیست. درزمینه سیاستگذاری عمومی که اختلا ف نظرهای سیاسی بسیارمتداول است، قابل تکرار نبودن این روش بسیارمشکل آفرین خواهد بود. با وجود این، ترکیبی ازروشهای مختلف وپیش بینی نابغه یا قضاوت کارشناسی به کارگرفته شده است تا برنامه های مناسب ومؤثری را برای مقابله با مجهولهای آینده طرح ریزی کنند. تردیدی نیست که برای استفاده ازاین روش به نابغه احتیاج
داریم.
دراین مورد نابغه به کسی می گوییم که قادراست عوامل گوناگونی را که به زمان حال مربوط می شوند، بوسیله درک مستقیم وحسی ترکیب کند تا تصاویری ازآینده را بوجود آورد وبا توصیف آن آینده وچگونگی رسیدن به آن موجبات شگفتی دیگران را فراهم آورد. پیش بینی نابغه ممکن است درقالب داستان گویی تخیلی وعلمی ویا به صورت پژوهشهای رسمی تردرمورد آینده انجام گیرد واغلب نیاز به بصیرت، روشن بینی، قوه تخیل، بینش ودرون بینی دارد.
بنابراین پیش بینی نابغه به یک عامل مهم که به دشواری به دست می آید نیازدارد وآن عامل نابغه است.

6. سناریوسازی Scenario Building

سناریوسازی به تنهایی یک روش مجزا نیست بلکه با ترکیب چندین روش می تواند بوجود آید. این روش برای برنامه ریزی بلند مدت دربرخی ازکشورها مورد استفاده قرارمی گیرد. درستاد مشترک آمریکا چهارسناریویا دنیاهای جایگزین توسط تیمی مرکب ازپژوهشگران براساس مصاحبه های انجام شده با بیش ازهشتاد کارشناس ساخته شده اند.
پروژه عظیمی درنیروی هوایی آمریکا برای کاوش وتوسعه نوآوریهایی درتکنولوژی، مفاهیم عملیاتی وساختار نهادی به عهده گرفته شد که هدف آن بالاترین توانایی نیروی هوایی برای برآوردن نیازهای امنیت ملی آتی آمریکا بود. بدین منظور، یک سری سناریو یی ساخته شدند که چهاردنیای مختلف وروندها ورویدادهایی که امکان خواهند داشت به این چهاردنیا منجرشوند، را توصیف می کردند.
سناریو را هرمن کاهن چنین معرفی می کند: سناریوها رویدادهای پشت سرهم قرارگرفته فرضی هستند که برای معطوف ساختن توجه به فرایندهای سببی ونکات مهم تصمیم گیری ایجاد می شوند. این سناریوها به دونوع سؤال پاسخ می دهند:

(1) چگونه ممکن است یک وضعیت فرضی مرحله به مرحله پیش بیاید؟

(2) چه جایگزین هایی برای هر بازیگر، درهرمرحله، برای جلوگیری کردن، منحرف ساختن، یا سهولت بخشیدن به این فرایند وجود دارد؟

اگرچه هرسناریو می تواند به یک آینده تنها منتهی شود، ولی معمولا ً گروهی ازسناریوها با عناصرمشترک به کار می روند تا نشان دهند که چگونه ممکن است اززمان حال ازراههای گوناگون به جایگزین هایی منتقل شویم. سناریوها ممکن است کمی، یا کیفی ویا ترکیبی ازهردوباشند وممکن است که صرفا ً تعاریف شفاهی ازرویدادها باشند. بنابراین دشواراست که ازلحاظ متدولوژی سناریوسازی را با سایرروشها مقایسه کنیم.
درسناریو نویسی می توانیم ازبرخی ازروشهای قبلی ویا ترکیبی ازهمه آنها بهره بگیریم وباید به نکات کلی زیر توجه کنیم:

الف - قادربه پیش گویی آینده نیستیم، ولی با طرح چندین پیشامد فرضی ( ودرعین حال پذیرفتنی ونامتناقص ) یا موقعیت های اختمالی آینده ( سناریوها ) می توانیم تا حدی ابهام را درمورد موضوع مورد مطالعه کاهش دهیم.

ب - اگربخواهیم که مشکلا ت را قبل از وقوع پیش بینی کنیم وموقعیت آینده خود را بهبود بخشیم، نباید فقط فرض کنیم که روندهای فعلی ادامه خواهند یافت، درعوض باید آینده های مطلوب ( سناریوهای ) خود را طرح کنیم ومکانیزم تغییر را شناسایی کنیم تا بتوانیم به راهی برای سوق دادن رویدادها به سمت مطلوب دستیابی پیدا کنیم.

ج - برخی از وقایع آینده غیرمحتمل اما خطرناک به نظرمی آیند. اگربکوشیم تصورکنیم که چگونه چنین وقایعی ممکن است پیش بیایند، قادرخواهیم بود که مقدماتی را فراهم آوریم تا احتمال وقوع وشدت خطرآنها را کمترکنیم. به طورمثال: سناریوهای جنگ اتمی به سیاستمداران کمک خواهند کرد که ازبروز چنین جنگ هایی جلوگیری کنند.

د - دربعضی موارد سودمند است که دانش پراکنده شده، جداشده واغلب مبهم را بصورت تصویری کلی وهماهنگ ( یعنی سناریوئی ) ازیک پیشامد یا موقعیت آینده درآوریم. خصوصا ً درزمانی که اثرات متقابلی بین پیشامدهای بیشمار دررشته های مختلف وجود دارند ونمی توانیم آنها را به طورجداگانه درنظربگیریم، سناریوسازی مؤثرخواهد بود. به طورمثال: سناریوهای توسعه جهانی که ابعاد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی ومحیط زیستی وغیره را درنظرمی گیرند؛ به ما تصویری کلی ازآینده جهان ارائه می دهند.

ه - اگرما به تغییر وتحول آینده دریک نظام خاص یا موضوع مورد برنامه ریزی (مثلا ً یک شرکت تجاری، سیستم انرژی، محیط زیست بشر، جمعیت دنیا، ذخیره آب آشامیدنی درجهان وغیره ) علاقه مند باشیم، بسیارارزشمند است که فرضیه های آشکاری ( سناریوهایی) درمورد تغییرات احتمالی آینده درمحیط آن نظام یا درپیرامون آن موضوع خاص بسازیم. نباید فرض بگیریم که هیچ تغییری درآینده بوجود نخواهد آمد.

و - به منظوراینکه تصویری واقع گرایانه ازاحتمال وقوع پیشامدهای آینده درزمینه ای که درنتیجه رویدادها یا اعمال خاصی روندهای درحال تغییریا انفصال پدیدارمی شوند، به دست آوریم مفید خواهد بود اگربکوشیم که سناریوهایی را بسازیم که درآنها تصمیم ها، رفتارها واعمال بازیگران گوناگون توصیف شده باشند. سناریوها می توانند هنجاری یا تجسسی، کمی یا کیفی باشند. سناریوها می توانند برای برنامه ریزی کمک بسیاری به شمارآیند ووضعیت های مختلفی که باید سیاستها درآنها به مورد اجرا گذاششته شوند را برای برنامه ریزان ترسیم کنند.
به طورمثال، یک برنامه ریزتوسعه ملی ممکن است چند سناریو ازآینده کشورتهیه کند که درهریک فرضیه های اساسی متفاوتی درمورد مهاجرت ( مهاجرت بیشتر، مهاجرت کمترویا ثابت ماندن تعداد مهاجرین) به این کشوردرنظرگزفته شده باشند. برای هرسه سناریو، سیاستهای مالیاتی خاصی می تواند فرض کرده ونتایج آنها را ارزیابی نماید.
یکی ازمشکلات سناریوسازی این است که توسعه سناریوهای متعدد منابع زیادی را به مصرف می رساند، به خصوص اگرازطرح ریزان وبرنامه ریزان انتظارداشته باشیم که برای هرسناریوطرحهای دقیق وگسترده ای را پیشنهاد نمایند. چون درسناریو سازی ازقضاوت کارشناسان استفاده می شود، اعتبارسناریوها تا حدی بستگی به اعتبارسناریوسازان دارد. اگروظیفه سناریونویسی به عهده افرادی گذاشته شود که دررده های پایینی نهادی قراردارند واگرسناریوسازی بدون توجه به نیازهای برنامه ریزان ارشد انجام شود، ازاعتبارسناریوکاسته خواهد شد.
با این وجود، سناریوسازی روش پرطرفداری است زیرا روشی منطقی ومعقولانه برای ایجاد آینده های جایگزین درمحیط های پیچیده است وبه پژوهشگران اجازه می دهد که ازبهترین جنبه های سایرروشها( مانند قیاس گیری روند ) همراه با قضاوت حرفه ای خود استفاده کند.
7. الگوهای شبیه سازی Simulation Modeling

مدلهای شبیه سازی یکی ازمتداولترین روشهای پیش بینی آینده شده است. طی سالهای 1972- 1970، " مدوز" به یاری تنی چند ازکارشناسان دیگرازروش مدل سلزی ریاضی والگوهای شبیه سازی برای درک بهترعلل وپیامدهای رشد جمعیت جهانی وگسترش جنبه های فیزیکی تولید اقتصادی جهان استفده کرد.
وی موفق به ایجاد الگوی شبیه سازی کامپیوتری موسوم به جهان 3 گردید ونتایج حاصله ازتجزیه وتحلیل های خود را درچهارکتاب مختلف گزارش کرد. نتیجه گیری کلی این مطالعات این بود که: " اگرروندهای رشد فعلی درجمعیت جهانی، صنعتی شدن، آلودگی، تولید مواد غذایی وتهی شدن منابع به طورتغییرناپذیری ادامه یابد، به محدودیت های رشد این کره درظرف مدت صد سال آینده خواهیم رسید. محتمل ترین پیامد اضمحلا ل غیرقابل کنترل درظرفیتهای جمعیتی وصنعتی خواهد بود."
با این نتیجه گیری دومسأله روشن شد. اولا ً تغییرات درتکنولوژی به تنهایی مشکلات جهانی را حل نخواهد کردو پیشرفتهای تکنولوژیکی عموما ً باراین مشکل را ازبخشی به بخش دیگرمنتقل می سازد. به طورمثال: چاره نهایی مشکل گرسنگی درثابت نگه داشتن رشد جمعیت است که نیازبه تغییرات بسیاری ( ازجمله کاهش تعداد فرزندان هرخانواده وبهبود وضع زنان درتمام جوامع) دارد.
ثانیا ً، دومین مسأله این بود که باید بین مشکل وعلت آن تمایزی قایل شویم. سبب اصلی اکثرمشکلا ت جهانی ادامه رشد نمایی جمعیت، کاربرد منابع و مصرف انرژی دردنیایی محدود می باشد.
یکی ازساده ترین مدلهای رشد جمعیت که توسط مدوزوفورسترمعروف شد، مدل سیستم پویا است که دارای حلقه های بازخورمی باشد. افزایش نرخ زاد وولد تأثیرمثبت وافزایش نرخ مرگ ومیرتأثیرمنفی بررشد جمعیت جهان خواهند داشت.
یکی ازمهمترین ایرادهای وارد به روش الگوشبیه سازی ( بخصوص مدل سیستم پویای مدوزوفورستر) این است که کاربرد آنها نتایج غیرواقعی را نشان داده اند، زیرا پیشرفتهای تکنولوژیک آینده ویا نقش سیاستهای اصلاح طلبانه دولتها را درنظرنگرفته اند.

اصولا ً یک مدل شبیه سازی چیست؟

ً مدل یا الگو یک نمونه ساده شده ازواقعیت است و تمام الگوها انتزاعی وخیالی هستند وبرخی ازعوامل درآنها وارد می شوند وبرخی دیگرخارج نگه داشته می شوند. الگوها ومدلها می توانند شامل تصویرهای ذهنی، نمایش های گرافیکی، نمایش های بیانی ویا نمایش های ریاضی ازواقعیت باشند.
پس الگوها ومدلها اشاره ضمنی به تصویرایستای واقعیت می کنند، اما شبیه سازی برتقلیدی ازرفتاریک سیستم دردوره زمانی خاص یا برنمایش پویا دلالت دارد. شبیه سازی به روابط، تابع بودن، علت ومعلولی بودن اشاره می کند. با ترکیب مفاهیم الگووشبیه سازی ما به نمایش خیالی وانتزاعی یک سیستم دستیابی پیدا می کنیم که ازآن می توانیم رفتارسیستم دردوزه زمانی خاصی را استنباط کنیم.
یک مزیت الگوهای شبیه سازی این است که پس ازاینکه ساخته شدند، می توانیم بسرعت وبه راحتی داده‏ ها را تحلیل کنیم. این سرعت اجازه می دهد که داده ها، پارامترها ورابطه ها را برای تحلیل حساسیت دربرنامه ریزی خطی
به سهولت وبه درستی به کارببریم.
تحلیل حساسیت این است که بررسی کنیم چطورتغییرات درداده ها یا روابط درالگوبرنتایج الگو به طورکلی اثرمی گذارد. تحلیل حساسیت همراه با تفسیرکارشناسی وسیله ای ارزشمند است برای تعیین آنچه که درالگو مهم است و آنچه که بی اهمیت است. این تحلیل برای ایجاد فرضیه ها وآزمون آنها نیزممکن است مفید باشد. درهرصورت، تحلیل حساسیت درستی یا نادرستی الگوها را به عنوان تصاویری مناسب ازواقعیت های آینده بیان نمی کند.
الگوهای شبیه سازی اغلب کامپیوتری شده هستند وبنابراین رابطه های الگوباید به طورریاضی بیان شوند. زمانی که تصمیم گرفته می شود این الگو را کامپیوتری کنیم، وسوسه زیادی وجود دارد که تنها برداده های کمی متمرکزشویم وجنبه های کیفی را حذف کنیم.
انتقاد دیگری که برالگوهای شبیه سازی وارد می شود این است که این الگوها تأثیرمتغیرهای درجه دوم، عوامل سببی جدید تغییرات، یا مداخله انسانی ( بطورمثال تأثیرسیاست) را برتصمیم گیری های آینده منعکس نمی کنند. کامپیوتری کردن تمام الگوهای شبیه سازی را تحت تأثیرتقریب های ریاضی قرارمی دهد. بنابراین تغییرات خیلی کم درعوامل ریاضی ( مثلا ً 99/0 به جای 10/1 ) می توانند درنتایج حاصله تغییرات بسیارزیادی را ایجاد کنند.
مشکلا ت دیگرالگوهای شبیه سازی هزینه وزمان است. به طورخلا صه، این روش الگوهای شبیه سازی می تواند وسیله ای مفید برای ایجاد آینده های جایگزین باشد ومهمترین نقطه قدرت آن درتوانایی اش برای برقراری ارتباط بین تعداد کثیری متغیرمی باشد وزمانی که یک الگورا به وجود آوردیم، به سرعت وراحتی می توانیم نتایج گوناگونی را تواید کنیم.
این الگوها برای پیش بینی های بلند مدت دارای محدودیتها یی هستند، گرچه بسیاری ازکارشناسان ودانشمندان برجسته مانند مدوزعلیرغم محدودیتهای الگوسازی سعی کرده اند که ازبازده های کامپیوتری ومعادلات دیفرانسیل خود نتیجه گیری های قاطعانه ای را ارائه دهند.
مدوز بین مشکلا ت جهانی ومشکلا ت عالم گیرتمایزی قایل می شود. برای مقابله با مشکلا ت جهانی جامعه قادر است ازتجربیات گذشته، نهادها وتکنولوزی های بی شماری بهره گیرد. اما برای مقاومت کردن دربرابرمشکلا ت عالم گیربشرهنوزدرمراحل اولیه آمادگی قراردارد. مشکلا ت عالم گیر( به طورنمونه فرسایش خاک، آلودگی آبهای زیرزمینی، جنگل زدایی، انبوه زباله های شهری، ریزش مخاطره آمیزمواد ضایعات برخاک )، آنهایی هستند که برمردمان بسیاری ازکشورها اثرمی کنندف اما باید ازدرون یک ملت یا منطقه به مقابله با آنها برخاست. اگرچه همکاری های بین المللی ( مانند انتقال تکنولوژی مناسب) برای حل این مشکلا ت سودمند خواهند بود، ولی چاره اساسی این مشکلا ت دردست افرادی است که دردرون منطقه یا کشوری خاص به سرمی برند.
باید درنظرداشت که به مورد اجرا گذاردن سیاستهای ابتکاری یک جامعه برای حل مشکلا ت عالم گیرمؤثرخواهند بود. به طورمثال: آلمان غربی توانست سطح آلودگی هوا درشهرهای خود را کاهش دهد؛ درحالیکه آلودگی هوا درآلمان شرقی به حد مصیبت آوری بالا رفت.
مشکلا ت جهانی کاملا ً متفاوتند. اگرچه آنها نیزبه مردمان بسیاری ازکشورها اثرمی گذارند، ولی مقابله با مشکلات

جهانی فقط ازراه همکاری های گسترده ونزدیک درتمام سطوح ملی، منطقه ای وقاره ای امکان پذیر است. اینگونه مشکلا ت نیازبه سیاستها وبرنامه هایی دارند که برای مدت طولانی ( مثلا ً چندین دهه) به طورمنظم باید پی گیری شوند تا اینکه رفع شوند. چون این مشکلا ت عموما ً دارای راه حلهای فقط فنی نیستند، به طوریک جانبه نمی توان با آنها مبارزه کرد.
به طورمثال: ژاپن نمی تواند به تنهایی ازپیامدهای تغییرآب وهوای کره زمین با کاهش نشرگازهای دی اکسید کربن درقلمروخود جلوگیری کند، تا زمانی که سایرممالک عمده دنیا توجهی به مشکل افزایش دمای جهان نمی کنند.
بنابراین ساختن الگوهای جهانی که حدود 25 سال پیش آغاز شد تا ماهیت وعظمت مشکلا ت جهانی را که انتظارمی رفت درسیستم های اقتصادی واجتماعی آینده پدیدارشوند، شناسایی کرده وتوجه برنامه ریزان استراتژیهای ملی را به مخاطرات ناشی ازنادیده انگاشتن چنین مشکلا تی معطوف دارند، هنوزادامه دارد.
واضح است که بیش ازیک راه برای الگوسازی جهان وجود دارد؛ وطبیعتا ً این سوال پیش می آید که چگونه سیاستگذاران می توانند ازبین این همه مدلهای ممکن یکی را به عنوان مناسبترین الگو برای برنامه ریزی استراتژیک خود برگزینند. برای انتخاب بهترین الگوها چند معیارکلی وجود دارند که عبارتند از:

الف - یک الگو باید آماروداده های موجود را به نحوی تنظیم کند که بینش وفراست جدیدی را میسرساخته وتفسیرداده ها را آسانترسازد.

ب - یک الگو باید سؤالات جدیدی را مطرح نموده ودعوت به کشف حقایق جدید بنماید.

ج - یک الگو باید به استفاده کننده اش اجازه دهد که پیش بینی های مهم وقابل اثبات را ارائه نماید.

د - یک مدل باید اساس اندازه گیری های صحیح را فراهم آورد.

ه - یک الگو باید ابتکاری باشد وایده های بی مانندی را معرفی کند.

و - یک مدل باید حتی المقدور ساده باشد وتعداد مراحلی که برای رسیدن به یک راه چاره باید طی شود را به حداقل برساند.

دوفرضیه ای که برنامه ریزان ومدیران استراتژیک برمبنای آنها تفکرمی کردند عبارت بودند از:

الف - آینده شبیه گذشته خواهد بود ودرنتیجه اهداف مدیریت را می توان برپایه روند گذشته محاسبه کرد.

ب - آینده را می توان با دقت پیش بینی کرد ولذا اهداف مدیریت را براساس پیش بینی های ثابت می توان استوارکرد.
اکنون آشکارگردیده است که هردو فرضیه بالا همیشه صحیح نبوده ومدیران وبرنامه ریزان استراتژیک به رغم اینکه امکان دارد نتوان آینده را پیش بینی کرد بایدراههایی را برگزینند که دستیابی به نتایج بهتری را میسر سازند. درچنین شرایطی، روشهای کمی وکیفی پویایی که دارای زنجیره بازخورهستند برای تعیین اهداف مدیریت وبرنامه ریزی بهتردرمحیطی تغییر پذیر مناسبترازتکنیکهای انعطاف ناپذیری هستند که صرفا ً برپایه روندهای گذشته وپیش بینی های آماری بنا شده اند.

محیط برنامه ریزی استراتژیک:

دررابطه با محیط برنامه ریزی استراتژیک به دو نکته باید اشاره شود:

(1) مسأله اول این است که عوامل سیاسی، نظامی، اجتماعی، اقتصادی، تکنولوژیکی، روان شناسی، محیط زیستی، طبیعی وعوامل بیشماردیگری برمحیط برنامه ریزی استراتژیک درسطح ملی ودرسطح فراملی تأثیرمی گذارند. با توجه به این که هیچ طراح استراتژی ملی نمی تواند به موفقیت های چشمگیری نایل آید مگراینکه تأثیرمتقابل احتمالی روندهای مهم منطقه ای وجهانی را برجریان رویدادهای داخلی محاسبه وبرآورد کند، باید اطمینان حاصل کند که تمام این عوامل مهم، درنظرگرفته شده اند.
ازآنجا که یک فرد استراتژیست به تنهایی قادر نخواهد بود که ازتمام این عوامل مختلف درسطوح مختلف استراتژی آگاهی کامل داشته باشد، برای برنامه ریزی استراتژیک ملی نیاز به گروهی ازکارشناسان ومدیران مدبروبا تجربه وجود دارد. پس ازلحاظ نیاز به گروه برنامه ریزان استراتژیک که آگاهی کافی ازروشهای مختلف برنامه ریزی دارند، تمام کشورها یکسانند.

(2) نکته مهم دوم این است که خصوصیات ملی کشورها بسیارمتفاوت بوده وبه عوامل متعددی (مانند منابع معدنی واستراتژیک، قرارداشتن درمکان جغرافیایی استراتژیک به علت نزدیکی به پایگاههای نظامی وگذرگاههای آبی حساس، مساحت جغرافیایی کوچک وبزرگ) بستگی دارد. درنتیجه، هردولتی باید به طورمستقل به امربرنامه ریزی استراتژیک ملی بپردازد.

الگویی برای طرح استراتژی:

عموما ً طرح ریزی استراتژیک درمراحلی پی درپی ومنظم صورت می گیرد. درالگوی خاصی که معمولا ً درکشورهای صنعتی نیزبه کارمی رود، هشت مرحله مهم برای طرح ریزی بلند مدت وجود دارند.
درمرحله اول، متغیرهای مهم درمحیط مورد بررسی، توصیف می شوند. این مرحله به دانش وآگاهی ودرک کامل ازآنچه که مهم است وآنچه که مهم نیست نیازدارد ودرواقع باید تعداد متغیرها را حتی المقدورمحدود نگه داشت تا به کارهای انجام شونده درمراحل بعدی سهولت بخشید. درمرحله دوم، آماروارقام تاریخی وجاری برای هرکدام ازاین متغیرها جمع آوری می شوند تاپایه ای را برای پیش بینی های بلند مدت بوجود آوریم. درمرحله سوم، پیش بینی های ممکن بستگی به تعداد متغیرهای مهمی دارد که انتخاب شده اند. درمرحله چهارم، اهداف نهادی برای هریک ازپیش بینی های آینده تعیین وتوصیف می شوند. درمرحله پنجم، این اهداف درمقابل پیش بینی های آینده که درمرحله سوم تنظیم شده اند، ارزیابی می شوند. این عمل یک حلقه بازخوررا بین مراحل 3 و5 ایجاد می کند، که قبل ازمرحله ششم باید درنظرگرفته شود.
درمرحله ششم، سیاستهایی برای رسیدن به اهداف نهادی برای تمام پیش بینی های آینده تعیین می شوند. درمرحله هفتم، بهترین سیاستها انتخاب می شوند. پس ازاینکه سیاست کلی اتخاذ شد، پیشرفت کارازطریق یک حلقه بازخوردیگر(درمرحله هشتم) مورد بررسی قرارمی گیرد وتمام این فرایند مطابق با وقوع رویدادها اصلا ح می شود.
یکی ازنکات مهم درمورد این مدل طرح ریزی درازمدت این است که تعداد متغیرهای اصلی باید کم باشند زیرا هرچه تعداد این متغیرها بیشترباشد تعداد پیش بینی های احتمالی آینده هم به سرعت بیشترمی شود. به طورمثال: با چهارمتغیرمهم که هریک دارای دوبعد (مثلا ض کم وزیاد) باشد، تعداد پیش بینی های آینده 16 تا خواهد بود.
برای مطالعات کلی تردرسطح استراتزی ملی باید به عوامل بیشماری ( ازجمله عناصرسیستم مورد مطالعه وزمینه های روندها درمحیط داخلی وخارجی) به دقت توجه کرده وپس ازطی مراحل مشخصی استراتژیها وفعالیتهای مناسبی را تعیین کنیم.
درمطالعات جامع آینده باید به تمام عناصرسیستم وزمینه های روندها توجه کنیم. مقصود ازسیستم دراینجا مجموعه عناصریا اجزایی است که دریک ساختارپویا به هم مرتبط هستند.
هرجیزی که برای مطالعه آینده اش درنظرگرفته می شود، شامل بازیگران وافراد ذیعلا قه ونیزنهادها ونیروهای اجتماعی متعدد وپیچیده ای است که باید به عنوان یستم مورد مطالعه قرارگیرند. پس اولین کارمهم این است که عناصرکلیدی واجزای مهم سیستمی را که مورد مطالعه قرارداده ایم به دقت شناسایی کرده وتوصیف کنیم. دراثرموارد تشخیص وشناسایی همه عناصرسیستم کاری علمی ودشواراست. یک سیستم تنها یک کارخانهف یا به تنهایی حتی کارکنان وصاحبان یک نهاد نیست. بلکه شامل سنت ها، رابطه ها، عادات واجزای نا آشکاردیگری هم می شود.
درمرحله بعدی، آینده نگرباید نیروهاتی محرکه برای تغییروضع یا برای حفظ ثبات را شناسایی کند. باردگر، این کارنیازبه روشهای علمی ومهارتهای ویژه دارد. یک آینده نگر می تواند با اطمینان خاطراستدالال کند که هرسیستم مهم جهانی امروزه تحت تأثیرتغییرات جمعیت، تکنولوژی، جهانی شدن اقتصاد، تغییر درارزشهای اجتماعی، تحولات جدید درعلم وتکنولوژی وعواملی مهم که وسعت جهانی دارند،قرارمی گیرد. یک آینده نگرباید روندهای خاصی را که بیشترین تأثیررا برسیستم مورد مطالعه وارد می آورند، شناسایی کند.
پس ازشناسایی آینده نگرباید قدرت وجهت آنها را شناسایی کند. بعضی ازروندها نسبتا ً ثابت هستند واین پدیده برای کاوش درآینده بسیارمهم است. برخی دیگرازروندها ممکن است که هم میزان قدرت وهم جهت خود را تغییراهند. برخی دیگرازروندها ممکن است که دایره وارباشند، یا به صورتهای دورزننده والگوهای وقوع مکرردیگری پدیدارشوند، یا درالگوهای زمانی جالب ومتفاوت دیگری ظهورکنند.
دراین مرحله، آینده نگرآینده ای جایگزین راتصورمی کند یعنی اینکه ازچه راههایی نیروهای تغییرواجزای سیستم می توانند با یکدیگروضعیتهای جدیدی را ایجاد کنند. گرچه درمطالعه آینده می توان ازروشهای مکانیکی، رسمی وعلمی استفاده کردف ولی تاحدی اینگونه پژوهشها یک فن وهنراست وبستگی به قوه تخیل وخلا قیت پژوهشگران دارد.
پس ازاینکه آینده های جایگزین درنظرگرفته شدند، آینده نگربه نتایج وعواقب راه چاره ها وسیاستها می اندیشد وفعالیت هایی را که مناسب تصورمی کند شناسایی می کند. این فعالیت ها کارهایی نیستند که 5، 10 یا 50 سال بعد باید به انجام رسند. بلکه کارهایی می باشند که باید همین حالا آغزگردند تا آینده را تحت تأثیرقراردهند واحتمال بروزپیامدهای مطلوب را افزایش داده واحتمال بروزعواقب ناخواسته ونامطلوب را کاهش دهند.
دربعضی مواترد بررویدادهای خاصی درآینده هیچ کنترل ونظارتی نمی توان داشت. بنابراین باید استراتژیهایی را برای مقابله با آنها برگزینیم. آینده نگرباید به سه چیزدیگربیاندیشد:

(1). دوباره به آینده های جایگزین برگردد وآینده های بهتری را درنظرآورد.

(2). به حوادث غیرمترقبه (مانند اکتشافات، اختراعات، جنگ ها، بلایا، شورش های سیاسشی ورویدادهای غیرعادی دیگر) توجه کند. درتمام مراحل بعدی آنها را مد نظرداشته باشد.

(3). دراکثرجوامع لازم است که آینده نگرتمام بازیگران مهم یا گروههای ذی نفوذ(مانند گروههای فشار) درسیستم را شناسایی کرده وبه انگیزه ها ونگرانی های مورد نظرشان بیاندیشد.
طرح ریزان باید با کاربرد قضاوت کارشناسانه شخصی خود چند پیش بینی ممکن ومیسررا برای ملاحظه بیشترانتخاب کنند.

نکات مهم درطرح ریزی استراتژیک:

درمورد پیش بینی آینده باید به نکات زیراشاره شود:

(1) . اگرچه پیش بینی ممکن است خیلی هم دقیق باشد، اما درعین حال می تواند کاملا ً غلط ازآب درآید.

(2) . قیاس گیری روندها ممکن است غلط ازآب درآیند. گرچه ترسیم روندهای تاریخی درتصویرمان ازآینده بسیارساده است، اما این فرایند برپایه این فرضیه است که هیچ واقعه حدیدی دراین روندها تغییرایجاد نخواهد کرد واینکه تنها نیروهایی که آینده را شکل می دهند همانهایی هستند که درگذشته وجود داشته اند.

(3) . پیش بینی ها ناقص هستند. بسیاردشواراست که ما آنچه را که هنوز اتفاق نیفتاده است ( وهیچ اطلاعی هم نداریم که چنین چیزی بوقوع خواهد پیوست) درپیش بینی آینده درنظربگیریم. دراین رابطه کاهنKahn یکباربیان داشت که " تعجب آورترین آینده ها آن است که درآن هیچ چیزی مایه شگفتی نشود." به همین دلیل پیش بینی های آینده های دورخیلی دشوارترهستند زیرا بشرهنوزحتی قوه تصورپیشرفتهای تکنولوژیکی درزمینه های نظامی وغیرنظامی دردویا سه قرن آینده را ندارد.

(4) . برنامه ریزی استراتژیک باید پویا باشد. به دلیل مشکلا ت ناشی ازنادرست بودن وناقص بودن، تمام برنامه هایی که برپایه پیش بینی ها استوارند درمعرض خطراشتباه بودن قراردارند. همانطورکه اطلاعات جدیدی به دست می آوریم، باید درپیش بینی ها تجدید نظرکنیم وبرنامه هایی را که براساس آن پیشش بینی ها تنظیم کرده بودیم، نیزمرورکنیم.

(5) . آینده های بسیاری وجود دارند. بسیاری ازصاحب نظران درمطالعات آینده نگری به این باورند که سیاست میتواند برآینده تأثیربگذارد. استدالال آهنا این است که فعال بودن یا بی جنبشی وسستی افراد برتحولات آینده تأثیربسزایی خواهد گذارد. ازآنجایی که ما دارای حق انتخابهای گوناگون هستیم، آینده های متحمل بسیاری هم وجود دارند که وقوع آنها بستگی به آنچه که ما انجام می دهیم وآنچه که دیگران انجام می دهند خواهد داشت.
دست روی دست گذاشتن وبدون برنامه دقیق برای تأثیرگذاری روی آینده خود ویا دولتمان پیش رفتن، باعث ازدست
رفتن موقعیت مغتنمی برای ما می شود. اگردیگران ( مثلا ً رقبای سیاسی ) با برنامه ریزی دقیق وپویای استراتژیک برای هرلحظه ازآینده آمادگی احتمالی داشته باشند، می توانند سیرتحولات آینده را به نفع خود وبه ضررما تغییردهند.

(6) . پیش بینی عاری ازارزشها نیست و به دلیلی که کاملا ً آشکارنیست، آسانتربه نظرمی آید که ما وقایع بد را پیش بینی کنیم تاوقایع خوب را .به طورمثال زیاد می شنویم که درمورد پیش بینی احتمال جنگ واختلافات مرزی، احتمال آلودگی بیشترمحیط زیست، احتمال کمبود مواد غذایی وغیره گفتگو شود، تا احتمال به وجود آمدن دنیای بهتری که درآن همه مردم درصلح وکامیابی به سرببرند. بیشترگرایش داریم تا احتمال بروز رویدادهای آینده که مطلوب نظرمان هستند را بیشتر از رویدادهای دیگر در نظربگیریم.

(7) . پیش بینی ها می توانند باعث شکست یا پیروزی ما بشوند. به طورمثال با پیش بینی امکان به وجود آوردن یک سلاح اتمی جدید با قدرت تخریب بسیارزیاد با استفاده ازتکنولوژی لیزری جدید، ما برای رقبا ودشمنان سیاسی خود نیز( که درمورد احتمال کاربرد این تکنولوژی جدید درتولید تسلیحات مخرب ترآگاهی می یابند.) این فرصت را فراهم می آوریم که به چنین تسلیحاتی دست یابند ودرصورت لزوم برعلیه ما ازآن استفاده کنند.

دکتر فریدون وردی نژاد

اول    قبل    بعد    آخر