فنون برنامه ريزي منطقه اي


تعاریف و مفاهیم برنامه ریزی منطقه ای
برنامه ریزی منطقه ای کوششی است متشکل، منظم برای انتخاب بهترین روش های موجود به منظور رسیدن به هدفی خاص در یک منطقه. برنامه ریزی منطقه عبارت است از کوشش جهت بالابردن سطح زندگی مردم منطقه. برنامه ریزی منطقه ای عبارت است از کوششی جهتی به دست آوردن حداکثر استفاده از منابع کمیاب موجود.
مفهموم برنامه ریزی منطقه ای همان مفهوم برنامه ریزی در منطقه است. یعنی برنامه ریزی برای انسان ها فعالیت ها و منطقه ای که این فعالیت های انسانی در آن شکل می گیرد. در این جا منظور از منطقه عبارتست از تمام یا بخشی از یک تا چند استان با خصوصیات مورد اشاره در تعریف ناحیه. ناحیه عبارتست از حداقل یک یا چند شهرستان که از نظر ویژگی های طبیعی و جغرافیایی همگون بوده و از نظر اقتصادی، اجتماعی، دارای ارتباطات فعال متقابل باشند.

اهداف برنامه ریزی منطقه ای
فقدان طرح های توسعه شهری و ساخت و سازهای بی رویه رشد شهرهای بزرگ در نتیجه مهاجرت های کنترل نشده، فقدان برنامه ریزی اقتصاد ملی، مشکل غذا، نا برابری درآمدی میان گروه ها و مناطق، شکاف درآمدی میان بازنشستگان و سالخوردگان و کارگران، واگرایی میان هزینه و سود، عدم ثبات اقتصادی، مشکل اشتغال و بیکاری، افزایش سریع جمعیت، گسترش وسیع و غیر قابل پیشگیری و تکنولوژی و غیره و تمایل نیاز به برنامه ریزی است.
هدف برنامه ریزی منطقه ای را می توان عمران و توسعه مناطق، ایجاد دگرگونی کامل و اساسی در کلیه شئونات زندگی مردم و به کارگیری نیروهای مادی و معنوی و طبیعی منطقه، کاهش نابرابری های منطقه ای و درون منطقه ای، کاهش اختلاف سطح شهر و روستا در درون منطقه و میان منطقه و توسعه پایدار منطقه ای، تعدیل ساختاری توسعه اقتصادی – اجتماعی منطقه، افزایش سریع درآمد سرانه در داخل منطقه، تعیین و گسترش نیروهای تخصصی، افزایش کارایی اقتصادی، اطمینان از حفاظت محیط زیست و بهبود آن و استفاده از منابع طبیعی ذکر نمود.

ماهیت برنامه ریزی منطقه ای
برنامه ریزی منطقه ای رشته ایست بین رشته ای و ماهیتی چهارگانه دارد که از همپوشی اقتصاد، جغرافیا به برنامه ریزی شهری و نظریه های مکانی به دست می آید.

جایگاه برنامه ریزی منطقه ای
از آن جا که برنامه ریزی منطقه ای به برنامه ریزی در سطحی میانه است می تواند شکاف میان برنامه ریزی در سطح ملی و محلی را پر کند. در برنامه ریزی منطقه ای سعی بر آن است تا حوزه هایی که دارای ویژگی ها و استعدادهای بالقوه و مسائل اقتصادی – اجتماعی خاص هستند جدای از سایر مناطق مورد توجه قرار گیرند.
تمایل نیاز به برنامه ریزی منطقه ای وجود دارد با هویت فرهنگی و سیاسی جدا که بعضی مواقع موارد فشار را باعث می شود وجود برنامه ریزی را محرز نموده است (نمونه فرانسه و انگلستان) توجه به مسایل عملکردی علت دیگری برای برنامه ریزی منطقه ای است. رشد سریع جمعیت یا افزایش شهرنشین و مسایل ناشی از مناطق صنعتی دور افتاده ضرورت برنامه ریزی منطقه ای باعث شده است نزدیک ساختن سطوح ملی و محلی بهم، بهره برداری از منابع بین منطقه ای نیاز به برنامه ریزی منطقه ای را جرم ساخته است. تنظیم و برنامه ها و سایت های ملی و نیاز به اطلاعات منطقه ای از عوامل دیگر نیاز به برنامه ریزی منطقه ای است.

برنامه ریزی ((درون)) و ((میان)) منطقه ای
در واقع هدف اصلی برنامه ریزی درون فلسفه ای دستیابی به رابطه قابل قبول میان مردم و مشاغل و محیط در داخل منطقه است. به طور کلی اهداف اجتماعی برنامه ریز ((درون فلسفه ای)) را می توان شامل پیش بینی مسکن، تسهیلات اجتماعی- فرهنگی و تفریحی و اهداف اقتصادی شامل کنترل ضررهای ناشی از تراکم جمعیت در مراکز شهری و توزیع سرمایه گذاری های جدید در سطح فلسفه و در جهت تامین اهداف فیزیکی، توجه به چگونگی فرم شهری و جلوگیری از گسترش بی رویه شهرها ذکر نمود. برنامه ریزی میان فلسفه ای بیشتر به مسایل عقب ماندگی های اقتصادی در بعضی مناطق می پردازد و به برنامه ریزی اقتصادی در بهره برداری از منابع میان منطقه ای توجه دارد. بنابراین هدف اصلی برنامه ریزی میان منطقه ای بیشتر اقتصادی است و سعی در تنظیم رابطه منطقی میان انسان و مشاغل دارد.

فرایند تصمیم گیری
فرایند تصمیم گیری در برنامه های مطابق با روال عملی را می توان به چندین مرحله متوالی به شرح زیر تقسیم کرد:
1- مراحل برنامه ریزی
2- عدم تمرکز در برنامه ریزی
2- رااهبرد بالا به پائین
4- راهبرد پائین به بالا
5- برنامه ریزی منطقه ای در عمل
6- توسعه یکپارچه ناحیه ای.

مراحل برنامه ریزی
مراحل برنامه ریزی را به شرح زیر می توان تقسیم بندی نمود
1- مرحله کلان
2- مرحله بخشی
3- مرحله بین منطقه ای
4- مرحله منطقه ای
5- مرحله خرد

مرحله کلان
نخستین مرحله را مرحله کلان می نامند که از جمله هدف های کلی برنامه ملی است.

مرحله بخشی
در این مرحله، نتیجه تصمیماتی که قبلاً در رابطه با هدف های خاصی گرفته شده، روشن تر می گردد و ممکن است نیاز به تجدید نظر داشته باشد. مفهوم مرحله بخش آن است که در عمل باید منابع موجود به صورت بخش تقسیم شده و این منابع بین وزارتخانه های مختلف تقسیم می شوند.

مرحله بین منطقه ای
در مرحله بین منطقه ای، هدف ها و برنامه های منطقه ای گوناگون باید در سطح مناطق توزیع شوند. در این مرحله سیاست های اتخاذ شده در سطح ملی مستقیماً بر مناطق اثر می گذارد.

مرحله منطقه ای
مرحله منطقه ای اساساً به تهیه برنامه های توسعه منطقه ای جامعی مربوط است که در مرحله بین منطقه ای تهیه شده و بر طرح ریزی ها و تخصیص های افقی پروژه ها و طرح های همه جانبه است. در واقع بسیاری از سیاستگذاری های منطقه ای، از تصمیماتی ناشی می شود که در سطح ملی اتخاذ شده اند.

مرحله خرد
در مرحله فرد یا مرحله پروژه، پروژه های خاصی برای گنجاندن در برنامه تهیه و ارزیابی می شوند. کارکردهای مهم این مرحله نیز تعیین مسولیت ها و برنامه زمان بندی پروژه برای اطمینان از حداکثر منافع است.

عدم تمرکز در برنامه ریزی
در مرحله فرد یا پروژه پروژه های خاصی برای گنجاندن در برنامه تهیه و ارزیابی می شوند. کارکردهای مهم این مرحله نیز تعیین مسولیت ها و برنامه زمان بندی پروژه برای اطمینان از حداکثر منافع است.

عدم تمرکز در برنامه ریزی
در فرایند تصمیم گیری برنامه ریزی منطقه ای زمان مفهوم می یابد که تصمیمات ملی در ارتباط با فلسفه اتخاذ شده باشد. وظیفه اصلی برنامه ریزی منطقه ای تبدیل تخصیص های عمودی به فعالیت های افقی است هدف های برنامه ملی معمولاً اهمیت ملی دارند و بر پایه اهمیت های متفاوت و عواملی که در بخش های مختلف کشور عمل می نمایند استوار هستند. در نتیجه صرف شکل گیری چنین عملی بدون ایجاد تعدیل های مناسب در یک مکان خاص می توانند موثر با شند. بنابراین تنظیم یک برنامه در سطح ملی، به طوری که کاملاً با شرایط انسانی و نهادی خاص مناسب فعالیت باشند ناممکن است. درک چنین مشکلی در بسیاری از کشورها موجب شده که تلاشی در جهت نوعی عدم تمرکز در فرایند تصمیم گیری صورت پذیرد.

راهبرد بالا به پائین
تصمیمات در سطح ملی و در مرکز کشور غالباً در سطح انتزاعی و مجردتری اتخاذ می شوند روشن است که هر چه تصمیم گیری بالاتر باشد میزان انتزاعی بودن آن بیشتر خواهد بود بنابراین در سطح ملی قالب و طراحی که تصمیم گیرنده از آن استفاده می کند فقط بخش کوچکی از تمام ویژگی های محیط واقعی را در بر می گیرد.

راهبرد پائین به بالا
تحلیل از تخصیص های واقعی در طرح های گوناگون توسعه ملی به آسانی حقیقت این موضوع را روشن می سازد که لازمه یک سیاست واقعی در زمینه ((نیازهای اساسی)) راهبرد از ((پائین به بالا)) در برنامه ریزی است تا بتوان به وسیله آن در هر منطقه مجموعه هایی مطلوب را به دست آورد.

برنامه ریزی منطقه ای در عمل
با توجه به این که برنامه ریزی فرایندی مستمر است. بنابراین پروژه ها باید شناسایی شوند و برنامه ها به طور منظم ارزیابی شوند. بررسی ارزیابی ماهانه، فصلی و سالانه برنامه های ملی و اجرای آن ها به طور طبیعی و عادی انجام گردد. هدف های برنامه نباید غیر واقعی باشند. بنابراین مساله مهم در برنامه ریزی فقط استمرار است. برنامه ریزی، ارزیابی و اجرای پروژه باید به هم پیوسته بوده و اعتبار مالی آن ها در طول دوران اجرای پروژه تامین شود.

راهبرد توسعه یکپارچه ناحیه ای
راهبرد توسعه یکپارچه ناحیه ای به عنوان شکل واسط برنامه ریزی بین سطوح منطقه ای تلقی می شود. مهمترین دلایلی که برای راهبرد توسعه یکپارچه ناحیه ای می توان برشمرد به قرار زیر است:
- استفاده بهتر از سرمایه، نیروی انسانی و عوامل تولید.
- استخراج بهینه منابع محلی.
- مشارکت آزادانه مردم در سطح ناحیه نسبت به منطقه.
- تجانس ناحیه به علت کوچکی نسبت به منطقه.
- همکاری بهتر ارگان های مختلف در امر برنامه ریزی.
هدف از راهبرد توسعه یکپارچه شدن کلیه کارهای توسعه در ناحیه است.
در توسعه یکپارچه ناحیه ای برای انطباق ساختار اداری بخش یا نیازهای قضایی طرح دو راهبرد زیر توجیه می شود:
- عدم تمرکز برنامه ریزی و اجراء به طوری که مقامات محلی کنترل و اعمال نظر بیشتری بر روی پروژه داشته باشند.
- تشکیل کمیته های هماهنگی در سطوح ناحیه ای، منطقه ای و محلی.
-
فرایند برنامه ریزی منطقه ای
فرایند برنامه ریزی منطقه ای را به شرح زیر می توان عنوان نمود:
1- تشخیص و تشریح مقدماتی مسایل و مشکلات.
2- تصمیم گیری برای عمل و تشریح وظیفه برنامه ریز.
3- جمع آوری اطلاعات، تجزیه و تحلیل ها و پیش بینی ها.
4- شناسایی موانع و مشکلات.
5- صورت بندی معیارهای عملی طرح.
6- تهیه طرح
7- سنجش طرح های استرنانیو
8- ارزیابی طرح
9- تصمیم گیری
10- اجرای طرح
11- مرور بر چگونگی پیشرفت طرح در طول زمان.

طرح مدل در جزئیات
1- تشخیص و تشریح مقدماتی مسایل و مشکلات:
1-1 بررسی و تجزیه و تحلیل مسایل و مشکلات مربوطه.
2-1 مقایسه وضع موجود با چگونگی پیش بینی آن در آینده به منظور شناسایی مسایل و مشکلاتی که به سنجش نیازمندند.
3-1 ارزیابی نکات مهم مسایل و مشکلات.
2- تصمیم گیری برای عمل و تشریح وظیفه برنامه ریزی:
1-2 تصمیم گیری برای بررسی مسایل و مشکلات که به عنوان راه های عملی وجود دارند.
2-2 تبیین وظایف برنامه ریزی
3-2 صورت بندی هدف های طرح
4-2 صورت بندی راه های رسیدن به مطالعه و طراحی و ارزیابی طرح های آلتراناتیو.
3- جمع آوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل ها و پیش بینی ها.
1-3 جمع آوری و تجزیه و تحلیل جزئیات مربوط به مسایل و مشکلات.
2-3 پیش بینی تغییرات احتمالی در توسعه های شهری و منطقه ای.
3-3 مشخص کردن جزئیات مورد نیاز ارزیابی.
4- شناسایی موانع و مقاصد
1-4 تشخیص موانع و محدودیتها
2-4 تشخیص مقاصد و برنامه ریزی
5- صورت بندی معیارهای عملی طرح
1-5 صورتبندی معیارهای مقاصد
2-5 جمع آوری مداراتی که اهمیت نسبی دستیابی به مقاصد را تعیین می کند
6- تهیه طرح
1-6 انتخاب یک یا چند روش برای طراحی
2-6 استفاده از معیارهای طراحی برای تعیین طرح های آلترناتیو
7- سنجش طرح های آسترناتیو
1-7 سنجش همگانی داخلی
2-7 ارزیبی میزان عملی بودن طرح ها در رابطه با موانع موجود
8- ارزیابی طرح
1-8 سنجش میزان دستیابی به مقاصد
2-8 ارزیابی مدارک ارایه شده
2-8 تنظیم یافته ها در چهار چوبی منطقی
2-8 توصیه ها و سفارشات به عناصر تصمیم گیرنده
9- تصمیم گیری
1-9 اشتراک مساعی و بحث بین افراد تصمیم گیر
2-9 انتخاب جمعی طرح ارجع
10- اجرای طرح
1-10 تهیه ابزار اجرای طرح
2-10 آغاز پیشرفت برنامه
11- دور بر چگونگی پیشبرد برنامه در حلول زمان
1-11 نظارت بر نتایج حاصله از اجرای برنامه
2-11 مقایسه با برآوردهای پیش بینی شده و ارزیابی مفاد نتایج پیش بینی شده
3-11 شناسایی مسایل و مشکلات جدیدی که بروز کرده اند
در این، مدل فعالیتها در یک روند خطی مطرح شده اند. اقدام هر مرحله با مرحله بعدی منتهی می شود، بطوریکه در پایان به تصمیم گیری نهایی می انجامد. در فرآیند برنامه ریزی، صورتبندی فرضیه ها در مورد مسایل و مشکلات، هدف ها و مقاصد برنامه ریزی ضروری است.

ارزیابی طرح
مفهوم دقیق آن عبارتست از فرآیند تجزیه و تحلیل شماری از برنامه یا پروژه ها یا راه حل ها با توجه به امتیازات و معایب نسبی آنها به طریق منطقی و با توجه به اهداف و آرمانها و معیارهای برنامه ارزیاببی نباید با ارزش گذاری اشتباه شود. ارزیابی روند کلی مقایسه طرحها را در بر می گیرد و به عبارت دیگر چارچوبی برای تحلیل ها فراهم می آورد و شامل اصول سنجی، اقداماتی که در مقایسه استرناتیو ها به کار می روند و تنظیم شواهد و مدارک است. ارزش گزاری به یک مرحله از این روند اطلاق می شود. یعنی سنجش میزان به اهمیت نسبی اقلام مختلف فرایا و معایب بین طرحها برای کمک به روند تصمیم گیری، ارزیابی باید شامل بیان روشنی از فرضیات و نظر یابی باشد که بکار می برند و در عین حال قابل اعتماد بودن تحلیل های خود را تخمین بزنند

اصول و ضوابط یک برنامه کامل منطقه ای
یک برنامه موقعی بهینه و ثمر بخش خواهد بود که بینانه و در عمل قابل اجرا باشد و در رسیدن به اهداف آن سهل الوصول باشد. بنابراین اصول و ضوابط ریز باید در یک برنامه مطلوب وجود داشته باشد:
• مکان تنظیم برنامه و مفید بودن آن
• آگاهی از اهداف برنامه و رعایت سلسله مراتب فرآیند در آن
• واقعیت گرایی برنامه
• ثبات و قابل انعطاف بودن برنامه
• تناسب موضوع، زمان و مکان برنامه
• کارایی برنامه – کنترل برنامه – هماهنگی برنامه مشخص در ارتباط با محدوده سیستم برنامه

راهبردهای برنامه ریزی منطقه ای
هدف های برنامه ریزی منطقه ای از درون منطقه نشات گرفته می شود، اما راهبردهای برنامه ریزی منطقه ای در ارتباط با برنامه های ملی تعیین می گردند. بنابراین تعادل برنامه ریزی و روابط بین مناطق گوناگون باید در مقیاس برنامه ملی مشخص گردد بدین ترتیب راهبردهای برنامه ریزی منطقه ای ملاک عمل قرار می گیرند شرح زیر عنوان می گردد:
• راهبرد قطب رشد و مراکز رشد
• راهبرد شهرهای کوچک و میانی
• راهبرد شهرهای جدید
• راهبرد توسعه مناطق عقب مانده
• راهبرد تشخیص منابع
• راهبرد برتریی های نسبی
• راهبرد تعادل بخش به سازمان قضایی کشور
• راهبرد ایجاد عدم تمرکز در تصمیم گیریها برپویژه در زمینه توسعه منطقه ای
• راهبرد جذب تکنولوژی و سرمایه گزاریهای خارجی
• راهبرد توسعه صنعت توریسم و بارتاب فضایی آن
• راهبرد رعایت مسایل زیست محیطی و دست یابی به توسعه پایدار در سرزمین

نظام و سازمان برنامه ریزی
سازمان برنامه ریزی عبارت است از سلسله مراتب افراد متصدی امر برنامه ریزی. در هر سازمان برنامه ریزی دو نوع رابطه داخلی و خارجی وجود دارد. روابط داخلی عبارت است از روابطی که در داخل سازمان بین قسمت های مختلف آن وجود دارد. در سازمان برنامه ایران این بخشها را مدیریت می نامند مانند مدیریت کشاورزی و آبیاری، مدیریت صنایع، مدیریت سوخت و نیروف مدیریت آب و برق، روابط خارجی، روابطی است که سازمان برنامه ریزی با اشخاص عمومی و سایر موسسات دولتی برقرار می کند.

مدلهای برنامه ریزی
مدلهای برنامه ریزی هم کیفی است و هم کمی. هنگام بحث از مدل های کیفی از نظریات مختلف توسعه منطقه همانند نظریه قطب رشد، مرکز رشد، رشد و توسعه، توسعه مناطق عقب مانده، برتری نسبی، اختصاص منابع و ... می توان نام برد.
مدلهای کمی شامل مدلهای ریاضی نظیر مدل داده – ستانده – مدل تغییر سهم – ضریب مکانی – ضریب تغییر، ساخت اشتغال، ضرایب فعالیت و اشتغال و یکاری، مدل رشد، مدل سرمایه گذاری، مدلهای نابرابری منطقه ای، مدلهای سنجش درجه توسعه یافتگی، همانند مدل تا کستونوی عددی، مدل امتیاز استاندارد شده، مدلهای پیش بینی جمعیت شامل خطی، ترکیبی، اقتصادی، مدل برنامه ریزی خطی، مدل اقتصاد پایه ای، روش طولی و عرض ایزارد – مدل انتروپی، ... مدل رتبه – اندازه مدل – ارزش افزوده، ارزش تولیدات و بهروری، مدل هزینه – فایده – مدل ارزشیابی – طرح و پروژه ها، مدل مقایسه مخارج و درآمد منطقه ای، مدل سرمایه گذاری و درآمد کلی، مدل تعیین مکان بهینه و مدل های برآورد مهاجرت را می توان برشمرد.
وردي نژاد
رحيميان




اول    قبل    بعد    آخر