تاثیر مدیریت دانش بر اثربخشی اقتصادی سازمانهای رسانه ای
 
دکترفریدون وردی نژاد *
دکتر وجیه الله قربان زاده **
زهراسادات هاشمی ***
 
 چکیده: تحولات شگفت انگیز در فناوری های نرم و سخت موجب شده است تا حرکت جامعه بشری در همه عرصه ها از جمله در عرصه رسانه ای ، به سمت "جامعه دانش محور" سرعت بگیرد و عباراتی نظیر "اقتصاد دانش محور"، "عصر اطلاعات و دانش" همگی دلالت بر این موضوع دارند که دانش منبع اساسی قدرت بوده و کسب قدرت و ثروت در جهان امروز مرهون تولید علم و دانش و مدیریت آن است. در این پژوهش سعی شده است به بررسی تاثیر مدیریت دانش بر اثر بخشی اقتصادی فعالیتهای سازمانهای رسانه ای پرداخته شود. بدین منظور فرایند تحقیق به صورت پیمایش در سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران که بزرگترین رسانه ملی می باشد انجام شده است، جهت جمع آوری داده های مربوط به مبانی نظری و استخراج عوامل و شاخص های اولیه از منابع کتابخانه ای و اینترنتی شامل کتب و مقالات و مطالعات موردی استفاده شده و برای گرداوری اطلاعات و داده های مورد نیاز به منظور بررسی فرضیات تحقیق از پرسشنامه استفاده شده است.
 
 واژگان کلیدی: مدیریت دانش،اهداف دانشی، ارزیابی دانش،اثربخشی اقتصادی،سازمانهای رسانه ای
 
 
*عضو هیات علمی دانشگاه تهران
**عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی
***کارشناس ارشد مدیریت رسانه دانشگاه علامه طباطبایی
                  
Abstract
Wonderful transformations in hardware and software technology have accelerated the move of human community toward "Knowledge-oriented Community", so that all aspects of contemporary human is ornamented with the adjective "Knowledge-oriented". Terms such as Knowledge-oriented Economy, Thought Service Economy, Age of Information and knowledge, and Knowledge-oriented Development all denote to the fact that knowledge is the main source of power and gaining authority in the contemporary world owes to the generation of knowledge and management.
Knowledge management has to be the axis of management activities in variable and dynamic environments such as media organizations. Changes in this media occur in diverse dimensions and with rapid steps. New forms of competition, globalization of programs, technological developments, emergence of new media, population-related trends, and power games in geopolitics are some of these changes, and in case media management likes to be optimally responsive to them and survive in the economic world, it should put knowledge management in the heart of its activities. Hence, in this study the influence of knowledge management on the economic effectiveness of media organizations is studied in this research. Thus research process was done in survey manner in IRIB, the greatest national medium. Library and internet sources including the literature and case studies were used to collect the data related to theoretical basics and extraction of basic factors and indices, and questionnaire was used to collect the information and data required to study the research hypotheses. Cruit Bartlett and KMO test were used to confirm the reliability of the structure, and Alpha Cronbach was used to confirm the perpetuity of the questionnaire. Research findings prove the general influence of knowledge management on economic effectiveness. In IRIB, the dimensions of determining knowledge objectives, identification, acquisition, and sharing of knowledge have the highest influence on economic effectiveness.
 
Key Words: KnowledgeManagement, knowledge objectives, knowledge evaluation, economical effectiveness, Media Organizations                                                                                                                                                                                                                
 
 
مقدمه:
   در سال هاي اخير،سازمان ها و شركت هاي مختلف،پيوستن به روند دانش را آغاز كرده اند و مفاهيم جديدي چون كار دانشي،كاركنان دانشي،مديريت دانش و سازمان هاي دانشي،خبر از شدت يافتن اين روند مي دهند . پيتر دراكر با به كارگيري اين واژگان خبر از ايجاد نوع جديدي از سازمان ها مي دهد كه در ان به جاي قدرت بازو، قدرت ذهن حاكميت دارد.سازمان دانشي به تواناييهایي دست مي بابد كه قادر است از نيروي اندك ، قدرتي عظيم  بسازد. مديريت دانش تلاش نوين قرن موسوم بهعصر دانش براي حفظ،هدايت و افزايش هدفمند سرمايه هاي دانشي سازمانها است و به اين اشاره دارد كه سرمايه گذاري در علم بهترين و بيشترين سود را به بار مي آورد(الواني و دانايي فرد،1380).
   تغييرات مستمر دانش، وضعيت عدم تعادل جديدي براي سازمانها بوجود آورده است. جريان بي پايان دانش، بازارها را در حالت تغيير مداوم قرار داده كه اين امر سازمان ها را ملزم به تغييرات مستمر مي كند(مشبكي و زارعي، 1386).در عصر كنوني دانش، سازمان ها در يافته اند كه در اين عصر عمر آنها تداوم نخواهد يافت مگر اينكه يك راهبرد براي مديريت و ارزش گذاري دانش سازماني خود داشته باشند.
ضرورت :
   لازمه موفقیت یک اقتصاد و یک سازمان،موفقیت عوامل دانش محور در آن سازمان است.اقتصاد دانش محور الگوی خود را از رقابت مبتنی بر صنعتی شدن و هزینه محور به تولید موثر و توزیع و انتقال دانش برای خلق ثروت تغییر داده است.از اینرو توسعه ظرفیت نوآوری سازمانها و جذب دانش جدید قطعا کلید توسعه اقتصاد دانش محور است(لو و اتکوویتز،2008).
   بنابراین اگر در گذشته،اقتصاد سنتی،زمین،نیروی کار و سرمایه های مالی، به عنوان منابع تولید ثروت برای سازمانها شناخته می شد،اما طی سالهای اخیر،این دیدگاه دچار تغییرشده است،به طوریکه امروزه تکنولوژی،علم،نوآوری،خلاقیت و اطلاعات و در یک کلام "دانش"به عنوان سرمایه های اصلی سازمانها جایگزین عوامل پیشین شده اند.عصر امروز عصر اقتصاد دانشی بر پایه حرکت به سوی جهانی شدن است.
مدیریت دانش عامل مهمی در این اقتصاد است،چنانچه در نگرشهای نوین امروزی کسب و کارهای گوناگون با توجه به شرایط خاص خود به مدیریت کردن دانش مورد نیازشان می پردازند.
   بنابراین سازمانها باید تلاش کنند که شرایط مناسب برای پیاده سازی مدیریت دانش را فراهم کرده و توانایی انگیزه و فرصت کارکنان را برای پذیرفتن نقش کارکنان دانشی توسعه دهند تا بتوانند از دانش ضمنی آنها به خوبی بهره وری کرده و دانش افراد را به دانش سازمانی تبدیل کنند که در این راستا پیاده سازی مدیریت دانش در سازمان قطعا در تغییر وضعیت اقتصادی و میزان نیل به اهداف اقتصادی اثر خواهد داشت.
 در واقع مساله اصلی این تحقیق نیز همین است وما به دنبال آن هستیم فرضیه خود را که پیاده سازی مدیریت دانش براثربخشی اقتصادی سازمان تاثیر مثبت دارد را به اثبات برسانیم.
مطالعات نظری :
     در اقتصاد دانش محور، سرمایه های فکری و بخصوص سرمایه های انسانی جزء مهمترین داراییهای سازمان محسوب می شوندو موفقیتشان ریشه در قابلیتهای فکری آنها دارد(Flamholtz et al.2002:947).بارشد اقتصاد مبتنی بر دانش به وضوح شاهد هستیم که داراییهای نامشهود سازمانها در مقایسه با داراییهای مشهودشان،عامل مهمتری در حفظ و تحقق مزیت رقابتی پایدار آنهاست(Tayles et al.,2002:251-267).
مدیریت دانش را می توان یکی از مهمترین عوامل توانمند ساز در زمینه بهبود عملکرد سازمان به سازمان دانش محور،شرایط اصلی موفقیت سازمانهایی است که وارد عرصه اقتصاد دانش محور می شوند.
(Bose,2004,457-468).
   مدیریت دانش به شکل نوین، به عنوان رشته ای مطرح است که سازمانها را در تغییر و سازگاری با اقتصاد جدید دانش محور یاری می دهد. امروزه مفاهیم مدیریت دانش و زیرمجموعه های آن از قبیل مدیریت داراییهای فکری و فرایندهای مدیریت دانش به عنوان منبع حیاتی نامشهود سازمان، انقلابی در نگرش به منابع سازمانی به وجود آورده است.
   مدیریت دانش قرنهاست که وجود دارد اما به شیوه ها و با اسامی متفاوت، هر چند اصطلاح «مدیریت دانش» به کار نمی رفته است طرح هایی در مورد دانش که مفاهیم مدیریت دانش را در بر داشته اند، مرحله بعدی فرایند مستمر بهبود عملکرد سازمانی بوده اند. ظهور مدیریت دانش به عنوان یک فلسفه کاری، نتیجه پیشرفت فناوریهای اطلاعاتي و ارتباطاتی است که امروز در اختیار سازمانها می‌باشد.
   برای سازمانهای دولتی ـ چون سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ـ به کارگیری اصول مدیریت دانش در حفظ نقش خود به عنوان منبع مورد اطمینان اطلاعات مفید و موثر، ضروری است. با تغییرات پی در پی افکار عمومی، به دلیل استفاده از فناوریهای ارتباطی، محیطهای نوآورانه جدیدی روی اینترنت به وجود می آید(Riley,2001:ch2).
 ابتدایی ترین تعریف برای مدیریت دانش عبارت است از "یافتن راهی جهت خلق، شناسایی، کشف، توزیع و انتقال دانش سازمان به افراد نیازمند آن." تعریف دیگری را زیراکس ارائه می دهد: "مدیریت دانش فرایند ایجاد، جذب، بکارگیری و به کارگیری مجدد دانش فردی و سازمانی است". تعریفی دیگر برای مدیریت دانش این گونه است. "مدیریت دانش یک فرایند آگاهانه ایجاد دانش، اعتبار بخشی به آن، توزیع و کاربرد آن است." در این تعریف اجزاء اصلی مدیریت دانش عبارتند از اطلاعات، افراد و سیستم (زرآبادی پور و زرگرپور، 1386).
ـ بر طبق نظر شانکار، مدیریت دانش فرایند شناسایی و بهره برداری از دارایی های دانشی سازمان برای انتقال مزایای کسب و کار به مشتری یا سازمان است (shankaret al, 2003). به کارگیری مدیریت دانش می تواند به فرایند برنامه ریزی و فرآیند اجرا تقسیم شود.
   مدیریت دانش عبارت است از اعمال مدیریت و زمینه سازی برای تبدیل دانش (نهان به عیان و بالعکس) در داخل یک سازمان از طریق گردآوری، به اشتراک گذاری و استفاده از دانش به عنوان یک سرمایه سازمانی در راستای دست یابی به اهداف سازمان، مهمترنی بخش مدیریت دانش تبدیل دانش از حالت نهان به عیان و بالعکس و همچنین تبدیل دانش شخصی به سازمانی است که در مدل مشهور نوناکا (1995) ارائه شده است. مهمترین بخش تبدیل دانش نیز به فرآهم آوری زیرساخت‌های مورد نیاز مربوط می شود. سازمان همکاری های اقتصادی و توسعه[1] شش عامل زیر ساختی استراتژی های سازمانی، تشکیلات سازمانی، منابع انسانی، تامین مالی، فناوری اطلاعات و ارتباطات و فرهنگ سازمانی را به عنوان زیر ساخت های لازم برای مدیریت دانش شناسایی کرده است (حسن زاده، 1386).
   مدیریت دانش مفهوم جدیدی نیست ولی اخیرا مدیران اجرایی سازمانها یافتن شیوه های سیستماتیک برای ایجاد، کسب، سازماندهی و انتقال دانش را آغاز کرده اند. سه نیروی جلو برنده پشت منبع عظیم تمایل به مدیریت دانش نهفته است. اولا بخش عظیمی از حرکت، حاصل پیشرفتهای سریع در فناوری اطلاعات است که موجب تسهیم سریع تر و ساده تر دانش صریح و همچنین ارتباط افراد برای به اشتراک گذاری دانش ضمنی از طریق شبکه ها شده است. ثانیا، با تغییر پایه اقتصادی سازمانها از منابع اصلی به سرمایه های فکری، مدیران ارشد اجرایی ارزیابی منابع دانش سازمان خود و نحوه ارتقای آنها را ضروری دانستند. در نهایت تمایل فزاینده به مدیریت دانش به شدت با تلاش شرکتها برای تبدیل شدن به سازمانهای یادگیرنده، که مدیران این سازمانها در پی ایجاد فرهنگ و سیستمی برای خلق دانش جدید و کسب هر دو دانش صریح و ضمنی و استفاده از آن در محل و زمان مناسب می باشند، مرتبط است.
    دو رویکرد مجزای مدیریت دانش در شکل 1-1 نشان داده شده است. مساله حیاتی هر دو رویکرد، تفکر فرهنگی است که همکاری و تسهیم دانش را تقویت می کند. به علت اینکه دانش به افراد سازمان قدرت می دهد، بنابراین تمایل شدیدی به حفظ آن به جای به اشتراک گذاری وجود دارد. پس برای مدیریت دانش غالبا تغییر فرهنگی اساسی ای لازم است.
اولین رویکرد مدیریت دانش اساسا، جمع آوری و به اشتراک گذاری دانش صریح با استفاده از سیستم های پیچیده فناوری اطلاعات است (Hansen etal, 106-107:1999).
   دانش صریح شامل دارایی های فکری از قبیل حق انحصاری و مجوزها، فرآیندهای کاری همانند سیاستها و رویه ها، اطلاعات خاص مشتریان، بازارها، عرضه کنندگان یا رقیبان، گزارشات هوشمند رقابتی داده های ارزیابی و... می باشد. وقتی سازمانی این رویکرد را به کار می برد، تمرکز آن بر جمع آوری و تدوین دانش و ذخیره آن در پایگاه های داده می باشد که از این طریق هر شخصی در سازمان می تواند به آسانی به داده ها دسترسی داشته باشدو از آنها به دفعات استفاده کند. دانش از کسانیکه آن را دارند جمع آوری شده و سازماندهی می شود و در قالب مستندات مورد استفاده همگان قرار می گیرد. (Daft,2000;259). تاکید رویکرد دوم بر ارتقای مهارت و کاردانی فردی ـ دانش ضمنی ـ با مرتبط ساختن رودر روی افراد یا از طریق رسانه تعاملی می باشد. دانش ضمنی شامل فنون تخصصی، بینش و ابتکارات فردی، تجربه و شهود شخصی است. با این رویکرد توجه مدیران به توسعه شبکه های شخصی که افراد را برای تسهیم دانش ضمنی به یکدیگر مرتبط می سازد معطوف می گرد. اگرچه در این رویکرد فناوری اطلاعات به کار برده می شود در واقع، پشتیبان و تسهیل کننده ارتباطات و به اشتراک گذاری فرد به فرد، دانش ضمنی است.
 
دانش صریح
سیستم های اطلاعاتی با کیفیت، قابل اطمینان و سریع برای دسترسی به دانش کدبندی شده و قابل استفاده مجدد ارائه می دهد.
رویکرد فرد به مستندات
سیستم مستندات الکترونیکی ایجاد می کند که دانش را کدبندی، ذخیره و منتشر می کند و استفاده مجدد از دانش را میسر می سازد.
سرمایه گذاری عظیمی بر روی فناوری اطلاعات می کند با این هدف که ارتباط مردم را با دانش کد شده و قابل استفاده مجدد برقرار سازد.
داده انباری و
 داده کاری
نگاشت دانش وکتابخانه های الکترونیکی
 
 
 
 
 
 

فناوری
 

دانش ضمنی

ساز و کارها
راهبرد
مدیریت دانش
 
فناوری
 
تجربیات شخصی را برای ارائه توصیه های خلاق و مفید در حل مشکلات استراتژیک انتقال می دهد.

 
رویکرد فرد به فرد
شبکه هایی برای ارتباط افراد یاجاد می کند تا دانش ضمنی به اشتراک گذاشته شود.
سرمایه گذاری مناسبی بر روی فناوری اطلاعات می کند با این هدف که ارتباطات و تبادل دانش ضمنی تسهیل گردد.
 
دیالوگ
یادگیری اتفاقات گذشته و داستان سرایی
جوامع همکار
شکل 1 -دو رویکرد مدیریت دانش (Hansen et al; 1999;106)
مدل پرابست و رامهارد:
   پرابست (2002) و رامهارد همانند نوناکا و تاکوچی، مدیریت دانش را چرخه ای پویا در تکامل مداوم می دانند. مدل پرابست (Probst et al, 2002) مشتمل بر هشت جزء است که دو چرخه را تشکیل می دهند: یک چرخه درونی و یک چرخه بیرونی.
چرخه درونی از اجزای شناسایی، کسب، توسعه، توزیع، کاربرد و حفظ دانش تشکیل می شود.
شناسایی: فرآیند شناسایی دانش خارجی برای تجزیه و تحلیل محیط دانشی سازمان.
کسب: شرکت باید اشکالی از تخصص را به جز از طریق رابطه با مشتریان، تامین کنندگان، رقبا و شرکا کسب کند.
 توسعه : کسب دانش از طریق این فرایند تکمیل می شود. تمرکز این مرحله بر تولید مهارتهای جدید، محصولات جدید، ایده های بهتر و فرآیندهای کاراتر است. توسعه دانش مشتمل بر کلیه تلاشهای مدیریتی است که با هدف ایجاد قابلیت ها انجام می گیرد.
توزیع: فرایند تسهیم و نشر دانش موجود در سازمان است. این فرایند، دانشی را که به تازگی در سازمان به وجود آمده است نیز در بر می گیرد.
کاربرد: مشتمل بر انجام فعالیتهای لازم جهت به کارگیری موثر دانش و حصول مزایای آن.
حفظ: فرآیند حفظ و نگهداری اطلاعات، اسناد و تجارب منتخب.
دو فرآیند«اهداف دانش» و «ارزیابی دانش» در چرخه بیرونی قرار می گیرند که به کل چرخه مدیریت دانش جهت می دهند. اهداف دانش تعیین می کند در هر سطح چه قابلیتهایی باید ایجاد شود و ارزیابی دانش، چرخه را تکمیل کرده و داده های لازم را برای کنترل راهبردی مدیریت دانش ارائه می‌دهد:
          شکل2- مدل مديريت دانش رامهارد ، پروبست،(Romhard/ Probst;2002/( 
 
 مدلي كه در اين پژوهش از آن استفاده كرده ايم ،مدل رامهارد،پرابست مي باشد زيرا كه پس از مطالعات و بررسیهای متعدد این مدل سازگاری بیشتری با شرایط بومی و نیز ساختار و فرهنگ سازمانی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران دارد و همچنین این مدل نسبت به مدلهای دیگر مدیریت دانش جنبه های کاربردی بیشتری دارد و مدل نسبتا کاملی است که جنبه های مثبت همه مدلها را تقریبا در بر دارد چرا که به صورت یک سیکل دینامیکی است که از دو چرخه درونی و بیرونی تشکیل شده و می توان گفت از معدود مدلهایی است که بازخورد دارد و ارزیابی دانش مورد استفاده را مد نظر قرار داده است.
 
اثربخشی اقتصادی
   اثربخشي اقتصادی نشان دهنده درجه‌اي است كه هدف‌های اقتصادی به انجام رسيده‌اند . (معيني ، 1370 ، ص 155) به عبارت ديگر اثر بخشي اقتصادی درجه و ميزاني است كه يك اقدام يا فعاليت اقتصادی به هدف پيش‌بيني شده نايل مي‌شود (صايبي ، 1371 ، ص 211) يكي ديگر از صاحب‌نظران سه معيار براي تعيين اثربخشي اقتصادی معرفي مي‌كند و مي‌گويد اثر بخشي اقتصادی درجه‌اي است از آن‌چه كه يك سيستم اقتصادی مي‌خواسته انجام دهد و عملاً انجام داده است كه حداقل با سه معيار زير مشخص مي‌شود:
 1. كيفيت : آيا كارها طبق مشخصات از پيش تعيين شده انجام گرفته است ؟
2. كميت : آيا تمام كارهايي كه مي‌بايد انجام شود ، انجام گرفته است ؟
3. به موقع بودن : آيا تمامي كارهايي كه مي‌بايد انجام شود به موقع انجام شده است ؟ (فتح‌آبادي ، 76 _ 1375 ، ص122).
الگوي اثربخشی لوتانز
    فرد لوتانز[2] در مطالعات خود براي تشريح مديريت «اثر بخش» دو معيار را به كار گرفته است :  
الف_ تحقق اهداف سازمان با استانداردهاي كمي و كيفي بالا
ب_ ايجاد رضايت و تعهد كاري در كاركنان
   ميزان تحقق اهداف سازمان ، يكي از مهمترين معيارهاي سنجش عملكرد مدير است . در شركتهاي انتفاعي معمولا ً افزايش فروش ، سود خالص و ارزش سهام ، اهداف اصلي سازمان به شمار مي‌آيند . بديهي است اين اهداف براي سازمان‌هاي غير انتفاعي موضوعيتي ندارد و مي‌بايستي عوامل ارزيابي جديدي (متناسب با ماموريت سازمان) ملاك كار قرار گيرد . آن‌چه در اين راستا مهم به شمار مي‌آيد ، پاي بندي مديريت به رسالت و فلسفة وجودي سازمان است . كسب در آمد و سود به خودي خود نمي‌تواند نشانة عملكرد مطلوب يك سازمان غير انتفاعي باشد و از سوي ديگر صرف هزينه در امور غير انتفاعي نيز براي سازمان‌هاي انتفاعي مستلزم توجيهات ويژه‌اي خواهد بود .
لوتانز علاوه بر اين ، معيار دوم را نيز براي اثر بخشي مديريت لحاظ كرده است : رضايت و تعهد كاركنان .    اگر چه معيار اصلي ارزيابي مدير ، كيفيت عملكرد وي در تحقق اهداف سازمان است و ليكن در انجام اين امر كاركنان نقش كليدي دارند . به بيان ديگر تحقق اهداف سازمان با استانداردهاي كمي و كيفي بالا ، مستلزم تعهد و رضايت كاركنان است . تلاش براي انجام كامل ماموريت محوله و دستيابي به اهداف سازمان (به سبب لزوم پاسخگويي به مقامات مافوق) و حفظ و توسعة رضايت و تعهد كاري كاركنان (به عنوان تكيه گاه اصولي در انجام ماموريت) دو چالش هميشگي مديران اثر بخش به شمار مي آيد . در ديدگاه‌هاي سنتي (رويكردهاي مكانيكي) گاهي دستيابي به اين دو معيار در تضاد با هم به نظر مي‌رسد . رويكردهاي جديد مديريت با توانبخشي و ايجاد احساس تعلق در كاركنان تلاش دارند تا اين دو را به صورت طبيعي در راستاي يكديگر قرار دهند .
و اما مدلي كه در اين پژوهش از آن الگو گرفته شده است،الگوي لوتانز مي باشد ،زيرا كه هدف این پژوهش سنجش تاثیر مدیریت دانش بر اثر بخشی اقتصادی است و از آنجا که در مدل لوتانز بیش از هر مدل دیگر اثربخشی به تحقق اهداف اقتصادی و سنجش شاخصهای مرتبط با آن اهمیت داده شده است، بسیار مناسب جهت تحقیق حاضر می باشد و همچنین در مدل مذکور بررسی کمی و کیفی شاخصهای مرتبط با تعهد و رضایتمندی کارکنان نیز لحاظ شده است که این مورد نیز بسیار مناسب برای پژوهش ما میباشد.
 
 
 
 
 
 
 
 
مدل مفهومي  پژوهش

 هدفهای دانشی  
مديريتدانش  
اثربخشی      اقتصادی
 میزانتحقق اهدافاقتصادی 
 میزانتعهدو   رضایتکارکنان 
شناسایی دانش  
کسبدانش   
توسعهدانش   
تسهیمدانش   
نگهداری دانش 
كاربرددانش  
ارزیابی دانش 

شکل3- مدل مفهومي پژوهش(برگرفته از مدل مديريت دانش Romhard/Probst/Raub,2002 و مدل اثربخشي Luthans).
 
فرضیه های تحقیق :
فرضيه اصلي
ا جرای مديريت دانش در رسانه ها مي تواند بر اثربخشي اقتصادي آنها تاثير مثبت داشته باشد.
فرضیه های فرعی
1-ایجاد هدفهای دانشی در رسانه ها می تواند تاثیر مثبتی بر اثربخشی اقتصادی آنها داشته باشد.
2-شناسایی دانش در رسانه ها تاثیر مثبتی بر اثر بخشی اقتصادی آنها دارد.
3-کسب دانش دررسانه ها تاثیر مثبتی بر اثر بخشی اقتصادی آنها دارد.
4-توسعه دانش در رسانه ها می تواند تاثیر مثبت بر اثر بخشی اقتصادی آنها داشته باشد.
5-تسهیم دانش در رسانه ها می تواند تاثیر مثبت بر اثر بخشی اقتصادی آنها داشته باشد.
6-ذخیره و نگهداری دانش در رسانه ها می تواند تاثیر مثبت بر اثر بخشی اقتصادی داشته باشد.
7-كاربرد دانش در رسانه ها می تواند تاثیر مثبت بر اثربخسی اقتصادی آتها داشته باشد.
8-ارزیابی دانش در رسانه ها تاثیر مثبتی بر اثربخشی اقتصادی آنها دارد.
روش تحقیق:
 با توجه به اینکه این پژوهش بر آن است تا بررسی تاثيرپياده سازي مديريت دانش بر اثر بخشي اقتصادي رسانه ها را شناسایی کند ، از نوع توصیفی و با توجه به اينکه اين پژوهش به دنبال بررسي يکي از دلايل بهبود عملکرد سازمان‌ها مي‌باشد، از نظر نوع تحقيق، تبييني مي‌باشد.
 با توجه به اينکه داده‌هاي مورد نظر اين پژوهش براي بررسی تاثيرپياده سازي مديريت دانش بر اثر بخشي اقتصادي رسانه ها آنان از نوع کيفي مي‌باشند، مي‌توان گفت اين پژوهش کيفي مي‌باشد.
 به منظور سنجش شاخص های مدل نظری تحقیق از پرسشنامه استفاده شده است. در این راستا در ابتدا از طریق مطالعه مقالات و کتب، مدل­های مربوط شناسایی شد که در نهایت با استفاده از نظر اساتید و نخبگان مدل مناسبی مورد استفاده گردید. پس از بررسی های صورت گرفته با نظر اساتید پرسشنامه اولیه به منظور برخورداری از روایی لازم برای توزیع در جامعه مورد تحقیق بازنگری شد که در نهایت منجر به تهیه پرسشنامه نهایی گردید.
 تجزيه و تحليل داده ها :
 براي بررسي نرمال بودن متغیرهای تحقیق از آزمون كلموگروف اسميرنوف استفاده گردید تا مشخص شود كه از آزمون پارامتري استفاده كنيم يا ناپارامتري استفاده شود.
 آزمون نرمال بودن (كولموگروف اسميرنوف) براي تمامی متغیرهای تحقیق انجام شده است و در تمامی آزمون‌ها، فرضیه آماری به صورت زیر منظورگردید:
H0: داده‌ها نرمال هستند (داده ها از جامعه نرمال آمده اند)
H1: داده‌ها نرمال نيستتند (داده ها از جامعه نرمال نيامده اند)
 
 
جدول 1- نتایج آزمون کلموگروف اسمیرنوف (اندازه نمونه = 160)
متغیرهای پژوهش
آماره Z
سطح معناداری
نتیجه فرضیه
مدیریت دانش
819/0
521/0
نرمال است
هدف‌های دانش
810/0
528/0
نرمال است
شناسایی دانش
892/0
401/0
نرمال است
کسب دانش
097/1
180/0
نرمال است
توسعه دانش
851/0
462/0
نرمال است
تسهیم دانش
958/0
318/0
نرمال است
کاربرد دانش
185/1
121/0
نرمال است
نگهداری دانش
772/0
590/0
نرمال است
ارزیابی دانش
240/1
092/0
نرمال است
اثربخشی سازمانی
160/1
135/0
نرمال است
 
    چون مقدار سطح معني داري در تمامی متغیرها بزگتر از مقدار خطای 05/0 مي باشد پس فرض صفر را نتيجه مي گيريم يعني متغیرهای تحقیق همگی نرمال مي باشند و لازم است از آزمون های پارامتری استفاده گردد.
 به منظور تحليل ساختار دروني پرسشنامه و كشف عوامل تشكيل دهنده هر سازه یا متغیر مکنون، از ابزار تحليل عاملي تأييدي[3] استفاده شد. در رويكرد تاييدي، پژوهشگر، مدل نظري خاصي را مفروض مي دارد ، داده ها را گرد مي اورد و سپس برازش داده ها با مدل را آزمون مي كند. در اين رويكرد مدل نظري بر اساس آزمون معناداري آماري كاي اسكوئر و داشتن يا نداشتن معيار هاي برازش قابل قبول، تاييد يا رد مي شود. بنابراين شاخص هاي اصلاح مورد استفاده قرار مي گيرد تا با اضافه يا حذف برخي از مسيرها بتوان به بهترين مدل نهايي دست يافت.
 
نمودار1-مدل اصلی تحقیق در حالت ضرایب مسیر
 
 
نمودار2- مدل اصلی تحقیق در حالت معناداری ضرایب(t-value)
معادلات اندازه گیری مربوط به سازه مدیریت دانش:
 با توجه به نمودارهای 1 و2 که مدل در حالت تخمین و معناداری(T-Value) را نشان می دهد، تمامی بارهای عاملی مربوط به سازه مدیریت دانش در سطح اطمینان 99 درصد معنادار می باشد و در اندازه گیری سازه مدیریت دانش سهم معناداری داشته اند. بنابراین می توان گفت مدیریت دانش به لحاظ روایی دارای اعتبار و روایی لازم و کافی می باشد. برای اینکه بتوان گفت کدام متغیر در اندازه گیری سازه مربوطه سهم بیشتری دارد وکدام سهم کمتری می توان از ضریب تعیین استفاده کرد. بر اساس این ضریب، متغیری که بیشترین ضریب تعیین را داشته باشد، بیشترین سهم را اندازه گیری سازه مربوطه دارد. بنابراین برای سازه مدیریت دانش، متغیر شناسایی دانش بیشترین سهم را در اندازه گیری این سازه دارد که به تنهایی می تواند 84 درصد از واریانس مدیریت دانش را تبیین کند. متغیر نگهداری دانش کمترین سهم را در اندازه گیری مدیریت دانش دارند که تنها 3 درصد توانایی اندازه گیری این سازه را دارد. تمامی نتایح بارهای عاملی و آزمون معناداری ضرایب آن و ضرایب تعیین در جدول زیر خلاصه شده اند.
 
 
 
جدول(2): بارهای عاملی، آماره t و ضریب تعیین(R2)
متغیرهای آشکار                                       
بارعاملی
t-value
ضریب تعیین
هدف‌های دانش
64/0
**78/12
69/0
شناسایی دانش
65/0
**94/14
84/0
کسب دانش
64/0
**26/13
73/0
توسعه دانش
69/0
**28/13
74/0
تسهیم دانش
63/0
**15/6
76/0
کاربرد دانش
82/0
**34/9
30/0
نگهداری دانش
093/0
*05/2
03/0
ارزیابی دانش
25/0
**72/5
19/0
** معناداری در سطح اطمینان 99درصد. * معناداری در سطح اطمینان 95 درصد می باشند.
 
معادلات اندازه گیری مربوط به سازه اثربخشی اقتصادی:
 با توجه به نمودارهای1و2 که مدل در حالت تخمین و معناداری(T-Value) را نشان می دهد، تمامی بارهای عاملی مربوط به سازه اثربخشی اقتصادی در سطح اطمینان 99 درصد معنادار می باشد و در اندازه گیری سازه اثربخشی اقتصادی سهم معناداری داشته اند. بنابراین می توان گفت اثربخشی اقتصادی به لحاظ روایی دارای اعتبار و روایی لازم و کافی می باشد. برای اینکه بتوان گفت کدام متغیر در اندازه گیری سازه مربوطه سهم بیشتری دارد وکدام سهم کمتری می توان از ضریب تعیین استفاده کرد. بنابراین برای سازه اثربخشی اقتصادی، متغیر رضایتمندی و تعهد کارکنان بیشترین سهم را در اندازه گیری دارد که به تنهایی می تواند 88 درصد از واریانس اثربخشی اقتصادی را تبیین کند. متغیر تحقق اهداف اقتصادی سهم کمتری را در اندازه گیری اثربخشی اقتصادی دارند که 77 درصد توانایی اندازه گیری این سازه را دارند. تمامی نتایح بارهای عاملی و آزمون معناداری ضرایب آن و ضرایب تعیین در جدول زیر خلاصه شده اند.
 
جدول(3): بارهای عاملی، آماره t و ضریب تعیین(R2)
متغیرهای آشکار                                       
بارعاملی
t-value
ضریب تعیین
تحقق اهداف اقتصادی
58/0
-
77/0
رضایت مندی و تعهد کارکنان
71/0
**37/17
88/0
** معناداری در سطح اطمینان 99درصد. * معناداری در سطح اطمینان 95 درصد می باشند.
 
 
جمع بندی و نتیجه گیری :
    نتایج نهایی تحليل عاملي تأييدي سازه هاي تحقيق نشان داده‌اند که سازه‌های مورد مطالعه از جهت روایی دارای اعتبار بالایی هستند و تمامی بارهای عاملی در سطح اطمینان 99 درصد معنادار هستند و در اندازه گیری سازه‌ی مورد نظر سهم معناداری دارند. هم چنین تمامی شاخص های ارزیابی تناسب مدل در وضعیت کاملا مطلوبی قرار داشته اند و نشان از برازش مناسب مدل داشته اند.
  به منظور تحليل داده ها و آزمون فرضيه هاي تحقيق از مد لیابی معادلات ساختاری (SEM)استفاده شده است. نتایج فرضیات نشان داده است متغیر مدیریت دانش در سطح اطمینان 99 درصد بر متغیر اثربخشی اقتصادی تاثیر مستقیم و معنادار دارد. نتایج خلاصه فرضبات در جدول 4 گنجانده شده اند.
 
 
 
جدول4) خلاصه نتایج آزمون فرضیات
فرضیات پژوهش
ضریب مسیر(β)
آماره t
نتیجه فرضیه
فرضیه اصلی
94/0
**57/12
رد نمی‌شود
فرضیه فرعی1
37/0
**76/3
رد نمی‌شود
فرضیه فرعی2
37/0
**04/3
رد می‌شود
فرضیه فرعی3
19/0
*02/2
رد نمی‌شود
فرضیه فرعی4
15/0-
49/1-
رد می‌شود
فرضیه فرعی5
52/0
**87/4
رد نمی‌شود
فرضیه فرعی 6
01/0
20/0
رد می‌شود
فرضیه فرعی 7
09/0
25/1
رد می‌شود
فرضیه فرعی 8
19/0
*10/2
رد نمی‌شود
 
** معناداری در سطح اطمینان 99درصد. * معناداری در سطح اطمینان 95 درصد می باشند.
به منظور نتیجه گیری در خصوص میزان رعایت هر یک از مولفه‌های مدیریت دانش و اثربخشی اقتصادی در سازمان صدا و سیما و اینکه این شاخص ها در چه وضعیتی قرار دارد می توان فرضیه اماری زیر را در نظر گرفت:
H0: وضعیت موجود جامعه رضایت بخش نیست.
H1:وضعیت موجود جامعه رضایت بخش است.
 
جدول)5 -(نتایج آزمون t یک نمونه ای ( مقدار آزمون=3)
ابعاد
میانگین
آماره t
سطح معناداری
نتیجه‌ی فرضیه
مدیریت دانش
862/2
11/2-
بالاتر از 5 درصد
رد می‌شود
هدف‌های دانش
887/2
858/1-
پایین تر از5 درصد
رد نمی‌شود
شناسایی دانش
893/2
898/1-
بالا تر از5 درصد
رد می‌شود
کسب دانش
879/2
025/2-
بالاتر از 5 درصد
رد می‌شود
توسعه دانش
865/2
092/2-
بالاتر از 5 درصد
رد می‌شود
تسهیم دانش
882/2
050/2-
بالاتر از 5 درصد
رد می‌شود
کاربرد دانش
688/2
645/5-
بالاتر از 5 درصد
رد می‌شود
نگهداری دانش
962/2
849/0-
بالاتر از 5 درصد
رد می‌شود
ارزیابی دانش
837/2
659/3-
بالاتر از 5 درصد
رد می‌شود
اثربخشی سازمانی
90/2
642/1-
بالاتر از 5 درصد
رد می‌شود
 
 
   با توجه به اينكه مقدار آماره t‌ برای تمامی متغیرها در ناحيه عدم رد فرض صفر قرار گرفته است يعني اينكه مقدار آماره t بزرگتر از 96/1+ نشده است و مقدار سطح معناداری (Sig) بالاتر از 5 درصد شده است. بنابراین وضعیت موجود صدا و سیمای ایران به لحاظ تمامی ابعاد مدیریت دانش از وضعیت رضایت بخشی برخودار نیست و چون مقدار میانگین پاسخ به دست آمده کمتر از 3 شده است می توان گفت که وضعیت کلی رسانه ملی به لحاظ مدیریت دانش از وضعیت نامطلوبی برخوردار است و در سطح اطمینان 95 درصد نارضایت بخش می باشد.
 با توجه به اینکه بر اساس آزمون فرضیات، وجود رابطه مثبت بین 5 بعد از ابعاد مدل مدیریت دانش مورد استفاده در تحقیق، با اثر بخشی اقتصادی در سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران تایید شده است، لذا باید در پی راههایی جهت تقویت این ابعاد در سازمان باشیم تا بتوانیم بدان طریق اثر بخشی اقتصادی سازمان را ارتقاء بخشیم، در این راستا پیشنهاد می شود:
-میزان آگاهی مدیران و کارکنان از منافع مدیریت دانش ارتقاء داده شود،برای این منظور می توان از برگزاری دوره های آموزشی،گنجاندن بحث مدیریت دانش در دستور کار جلسات عمومی مدیران با کارکنان و اختصاص دادن بخشی از فضای پورتال سازمان به مباحث مربوط به مدیریت دانش، بهره گرفت.
- تعیین هدف در چشم انداز سازمان بر اساس دستیابی به مزیت رقابتی و افزایش بهر ه وری باشد.
- تشکیل گروههای صاحب تجربه و انجمن های حرفه ای و تخصصی در سازمان.
- ایجاد سامانه نقش دانش از طریق ایجاد بانک های اطلاعاتی که مشخص می کند کدامیک از کارکنان، در چه موضوعی و در چه بخشی از سازمان دانش خاصی را دارا هستند تا در صورت نیاز بتوان به آن دسترسی یافته و از ان ها در جهت حل مشکلات سازمان بهترین استفاده را نمود.
- همکاری سازمان با دانشگاهها و مؤسسات پژوهشی به منظور شناخت فرصتهای آینده .
- شرکت فعالانه اعضای سازمان در سمینارها و دوره های آموزشی و حرفه ای.
- تخصیص بودجه به منظور خریداری دانش و اطلاعات مورد نیاز و نیز استخدام کارکنان با دانش و مهارتهای نوین.
- ایجاد فرهنگ یادگیری از طریق تجربه ،یعنی بهره برداری از اشتباهات و شکست های گذشته و استفاده از آنها در فعالیت های آینده.
- تقویت فرهنگ مدیریت مشارکتی در سازمان ،برای این منظور می توان نسبت به تقویت نظام پیشنهادات اقدام کرد.
- استفاده از برنامه های گردش شغلی در سازمان به گونه ای که باعث انتشار دانش در واحدهای مختلف سازمان و افزایش سطوح یادگیری کارکنان گردد.
- ایجاد فرهنگ استفاده از شبکه های داخلی نظیر اینترانت،شبکه های اطلاع رسانی،پورتال سازمانی،پست های الکترونیکی و گروه افزارها به منظور تسهیل در امر ارتباطات میان اعضای سازمان به صورت عمودی و افقی.
- ایجاد فرهنگ" تسهیم دانش قدرت است" به جای شعار " دانش قدرت است" از طریق اجرای برنامه های انگیزشی و تشویقی مناسب در سازمان.
منابع و ماخذ:
1- آذر عادل ،مؤمنی و منصوری.(1384) .آمار و کاربرد آن در مدیریت؛ جلد اول و دوم، چاپ دوازدهم، تهران: انتشارات سمت
2- ابطحی، سید حسن و بابک کاظمی.(1375).بهره وری .تهران :مؤسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی
3- اژدری، علیرضا؛ مدیریت دانش در سازمانهای دولتی، (2010)،www.System.Parsiblog.com
4- استونر، جیمز و ادوارد فریمن.(1380). مدیریت ؛ (ترجمه علی پارساییان و سید محمد اعرابی).تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی
5- الوانی، سید مهدی و حسن دانایی فرد.(1380).گفتارهایی درفلسفه تئوریهای سازمان های دولتی.چاپ اول، تهران:انتشارات صفار
6- امانی، مرتضی.(1386).بررسی مقایسه ای میزان پیاده سازی فرایند مدیریت دانش در مراکز خدماتی دولتی و خصوصی .مقاله برگزیده اولین کنفرانس ملی مدیریت دانش، 1386
7- باغبانی، محمد.(1383).اولویت بندی عوامل مؤثر بر اثر بخشی سازمانی با رویکرد عوامل استراتژیک.پایان نامه ارشد دانشگاه علامه طباطبایی
8- بسطامی، ایرج.(1380). اثربخشی آموزش در سازمانهای صنعتی و تولیدی.تدبیر،1380،شماره 119
9- تقی پناهی، فاطمه.(1386).بررسی جایگاه مدیریت دانش در مدیریت شهری مشهد بر اساس نظریه نوناکا؛ مقاله برگزیده اولین کنفرانس ملی مدیریت دانش، بهمن 1386
10-چیت سازیان، علی رضا.(1386).مدیریت دانش و سرمایه های انسانی .مجله تدبیر، 1386،شماره 177
11- حسنوی،رضا ،پیمان اخوان و محمد ابراهیم سنجقی.(1389).عوامل کلیدی موفقیت مدیریت دانش.چاپ اول، تهران: انتشارات آتی نگر
12- خاکی، غلامرضا.(1387).روش تحقیق با رویکردی به پایان نامه نویسی، چاپ سوم،تهران:انتشارات بازتاب
13- دفت، ریچارد ال.(1374). تئوری سازمان و طراحی ساختار.(ترجمه علی پارساییان ،سید مهدی اعرابی).جلد اول، چاپ اول، تهران:چاپ و نشر بازرگانی
14- رابینز،استیفن پی.( 1387). تئوری سازمان، ساختار و طراحی سازمان. ترجمه سید مهدی الوانی و حسن دانایی فرد، تهران :انتشارات صفار
15- رحمان سرشت، حسین.(1377). تئوریهای سازمان و مدیریت از نوین گرایی تا پسا نوین گرایی. چاپ اول، جلد اول، تهران :مؤسسه فرهنگی انتشاراتی فن و هنر
16- زر آبادی پور،سعید و زرگر پور، حمید.(1386). بررسی تجارب حاصل از تاخیرات یک پروژه ملی با استفاده از مدیریت دانش مقاله برگزیده اولین کنفرانس ملی مدیریت دانش،بهمن 1386
17- زوارقی، رسول.(1387). چشم ادازی بر مدیریت دانش شخصی (PKM): راهبردها، ابزارها و مهارتها. مقاله برگزیده دومین کنفرانس ملی مدیریت دانش، بهمن 1387
18- شاین، ادگار.(1352). روانشناسی سازمانی.( ترجمه ابوالفضل صادقپور و حبیب ا... بهزادی). تهران :انتشارات دانشکده علوم تجاری و بازرگانی
19- شیرازی، علی.(1376). مقدمات مدیریت آموزشی.  مشهد: انتشارات جهاد دانشگاهی فردوسی
20- طالبی، کامبیز ، حمید رضا محمدی و مهدی رحیمی.(1388).ارائه چارچوبی جهت پیاده سازی مدیریت دانش در کسب و کارهای کوچک ومتوسط مقاله برگزیده سومین کنفرانس ملی مدیریت دانش، 1388
21- علاقه بند، علی.(1379).مدیریت عمومی. تهران: نشر روان
22- غریبی، حسین. گزارش ملی جمهوری اسلامی ایران در زمینه اطلاعات فناوری ارتباطات و مدیریت دانش در ایران "دوازدهمین اجلاس استیفر، مغولستان،1379،مجله علوم و اطلاع رسانی، دوره 15، شماره 3و 4،ص 93-94
23- فرنج، درک و هیثر ساوارد.(1376). فرهنگ مدیریت (توصیفی).ترجمه محمد صائبی، چاپ سوم، تهران: مرکز آموزش مدیریت دولتی
24- قربانی، محمود.(1379). مدیریت تعارض و اثر بخشی در سازمانها. چاپ اول، مشهد: پژوهش توس
25- کهن، گوئل.(1379). مدل چهار وجهی در تعیین اثر بخشی سازمانی .فصلنامه مطالعات مدیریت، زمستان 1379،شماره 20
26- مراد زاده،محمد ، بنیامین کریمی و فرید به آذین.(1388).ده عامل موفقیت مدیریت دانش در سازمان ماهنامه تدبیر،خرداد 1388،شماره 169
27- مشبکی، اصغر وعظیم زارعی .(1382). مدیریت دانش با محوریت نوآوری. فصلنامه مدیریت و توسعه،پاییز 1382، شماره 16
28- مک دونالد، جان.( 1381). مدیریت دانش در یک هفته. (ترجمه بدری نیک فطرت).تهران: گروه کارشناسان ایران
29- منوریان، عباس و ناصر عسگری.( 1383) .الزامات آموزش کارکنان دانشی در عصر دانایی محوری  ماهنامه مدیریت تحول ویژه نامه مدیریت منابع انسانی، 1383،شماره 43
30- منوریان، عباس و ناصر عسگری.( 1383) . خط مشی گذاری در اقتصادهای دانش محور تهران: چهارمین کنفرانس بین المللی مدیریت کیفیت، زمستان 1383
31- منوریان، عباس، ناصر عسگری و مصطفی آشنا .( 1386) .ابعاد ساختاری و محتوایی سازمان های دانش محور مقاله برگزیده اولین کنفرانس ملی مدیریت دانش، بهمن 1386
32- مؤمنی، منصور و علی قیومی.(1384). تحلیل های آماری با استفاده از SPSS، چاپ اول، تابستان 1386، انتشارات کتاب نو
33- میر سپاسی، ناصر.(1380). در جستجوی راه .مجله مدیریت دولتی،  1380،شماره 29-30، مرکز آموزش مدیریت دولتی
34- نعمتی، محمد علی و لاله جمشیدی. (1388). بررسی رابطه و تاثیر فرآیند تسهیم دانش و تجربه بر توسعه سرمایه اجتماعی در میان اعضای واحدهای فناوری مرکز رشد دانشگاه شهید بهشتی. مقاله برگزیده کنفرانس ملی مدیریت دانش،1388
35- نوروزیان، میثم .(2001). دانش مدیریت دانش. ماهنامه تدبیر، سال هفدهم، شماره 176
36- هومن، حیدر علی.(1384) .مدل یابی معادلات ساختاری با کاربرد نرم افزار لیزرل.چاپ اول، تهران: انتشارات سمت
37- یداللهی فارسی، جهانگیر، علی اکبر آقا جانی و مرتضی محمدی. (1386). ارائه مدلی اثر بخش از الزامات همکاریهای بین سازمانی در استقرار مدیریت دانش کارامد .مقاله بر گزیده اولین کنفرانس ملی مدیریت دانش،بهمن 1386
38- Abramson,G.(1999).All Along the watchtower CIO Enterprise, Section 2,pp.24-34
39- Ackoff, R.L.(1989). “From Data toWuisdom” ,Journal of Applied System Analysis,Vol.16,pp.3-9
40-AGIMO.(2004), “Knowledge Management”, Available at: WWW.agimo.gov.au/practice/delivery/cheklists/knoeledge
41- Alavi,M. and leidner,D.E,(2001). Review: knowledge Management and Knoeledge Management systems;Conceptual Foundations and Research Issues, MIS Quarterly, Vol. 25 ,no.1 ,pp:107-136
42- Argyris ,C. and Schon, D.A. (1978). Organizational Learning: A Theory Of Action Prspective, Addision- Wesley, Reading,M.A.
43- Alee, V.(1997). The Knowledge Evolution, Oxford, Butter Worth- Heineman,pp.216-219
44- Baudrillard,J.(1988). Selected Writings, Polity Press, Cambidge.
45- Bergeron,B.(2003). Essentials of Knowledge Management, Wiley, Hoboken,New Jersey,pp.3-9, p.43
46- Caryanis,E.(1999). Fosterning Synergies between Information Technology and Managerial and Organizatioal Cognition: the Role of Knowledge Management , Technovation,Vol.19, pp.219-231
50-Cameron, Kim.S.(1979). “Evaluating Organizational effectiveness in organized anarchies” Paper presented at the meeting of the academy of management, Atlanta.Ga
51- Camphell,John.P.(1977). ” On the Nature of Organizational Effective ness” in paul . Goodman& Johannes M. Pennings(eds), ‘New Perspective on Organizational Effectiveness’, Sanfrancisco, Jossey-Bass
52- Chua,A. and lam,W.(2005). “Why KM Projects Fail: A Multi- Case Analysis”, Journal of Knowledge Management, Vol.9, No.3, pp.6-17
53- Davenport,T,Delong, D & Beers,M.(1998); “Successful Knowledge Management Projects” , Sloon Management Review, Vol.39 ,No.2 ,pp.43-57
54- Davenport,T.H & Prusak, L.(1998). “Working Knowledge: How Organizations Manage What they Know” ,1st ed, Boston(MA) ,Harvard Business School Press
55- Despres, C. & Chauvel, D.(2000). A Thematic Analysis of the Thinking in Knowledge Management. In Charles Despres & Daniele Chauvel(EDS), Knowledge Horizons, Butter Worth-Heinemann
56- Drucker, P.(1992). “The New Society of Organizations” ,Harvard Business Review, pp.95-105
57- Drucker, P.(1993). Post-CapitalistSociety, Oxford, Butter Worth Heinemann,p.5
58- Elias M. Awad & Hassan M. Ghaziri,(2004). “Knowledge Management” ,Prentic Hall, 2004
59- Evance,C.(2003). Managing for Knowledge: HR’s Strategic Role, Butter Worth Heinemann, pp.92-93
60- Eric, J,Walton & Sara Dawson,(2005). “Manager’s Preception of Organizational Effectiveness”, Journal of Management Studies, Vol.38, No.2 , march
61- Etzioni, A(1964). “ Modern Organizations”, Englewood Cliff, N.J: Prentic-Hall
62- Forcadell, F.J & Guadamillas,F.(2002). “A case Study on the Impementation of a Knowledge Management Strategy Oriented to Innovation” Vol.9, No.3, pp.162-171, Available at: www.iterscience.wiley.com
63- Garvin, D.A.(1998). “Building a Learning Organization” , Harward Business Review on Knoeledge Management , Boston,p.47
64- Guptara, P.(2000). “ Why Knowledge Management Fails; How to Avoied the Common Pitfalls”, Melcrum Publishing Ltd., Available at: www. Melcrum.com
65- Ghoshal,S. & Bartlett, C.A.(1999).The Individiualized Corporation, William Heinemann, p.112
66- Hassanali, F.(2002). “Critical Success Factor of Knowledge Managemnt, Available at: www. Kmadvantage. Com/docs/km-articls/critical-Success-Factors-of-km.pdf
67- Harris, M.H(2004). History of Libraries in the Western World, The Scre crow Press, London in Jashapara, 2004,p.19
68- Hey, J.(2004). “ The Data Information, Knowledge Wisdom Chains The Metaphorical Link”, Published at Intergovermental Oceanographic Comission-Ocean Teacher, pp.1-4
69- Holsapple, C.W. & Joshi, K.D.(2001). “ Organizational Knowledge Resources” Decision Support System, Vol.31, pp.39-54, Available at: www.elsevier.com/locate/dsw
70- Hansen, M.T & Nohria,N. (1999). “What’s your Strategy for Managing Knowledge”, Harward Business Review, pp.106-116
71- Izumi, Hiroaki & Taylor, Devon.M (2000). “Planned Organizational Charges as Revolution”, available at: www.esc.edu/Esc online/across_esc/forumjournal.nsf/0/1f36661906ca98d9852567
72- Jashapara, A,(2004); Knowledge Management : An Integrated Approach, Prentic Hall, pp.18-24
73- Kreithner,R.(1986); “ Managemebt”, Boston, Hoayht Miffin Company
74- Kleiner,A. & Roth, G.(1998), “How to Make Experience Company”, Harvard Busines Review on Knowledge Management, Boston,Mass, pp.137-140
75- Kelly,K.(2003). New Rules for the new Economy, Introduction
: This New Economy, Viking Penguin.
76- Levitt,B& March,J.G.(1998). “ Organizational Learning”, Annual Reviw of Sociology, Vol.14, pp.319-340
77- Liebeskind,J.P,(1996). “ Knowledge, Strategy, and Theory of the Firms”, Strategic Management Journal, Vol.17,pp.93-107
78- Lyotard,J.F,(1984), The Post Modern Condition: A Report on Knowledge Management (e-book): Techniques for Building Corporate Memories, Morgan Kaufmann Publishers
79- Lerner,F.A,(2004); The Story of Libraries: From the Invention of Writing to the computer Age, Continum, Newyork in Jashapara,pp.19
80- Mayo, A.(1998).“ Memory Bankers”, People Management, pp.34-38
81-Malhotra, YAGESH. “ Knowledge Management for the New World of Business” , Available at: www.brint.com/km/what is.htm.data,aug2002
82- Mathi,K.(2004); Key Success Factors Knowledge Management, Master Thesis, MBA, Germany
83- Mc Dermott, R. (1999). “Why Information Technology Inspired but Cannot Deliver Knowledge Management”, California Management Review, Vol.41, pp.103-104
84- Meadown,J.(2001). Understanding Information,K.G. Saur, Munchen, p.77
85- Nonaka,L.(1997). “ A Dynamic Theory of Organizational Knowledge Creation”, Organization Science, Vol.5, No.1,pp.14-37
86- Nonka,L. & Takeuchi, H.(1995); “ the Knoeledge –Creation Company” 1st ed, New York, Oxford University Press
87- Nelson, R.(1982); An Evolutionary Theory of Economic Change, Harvard University Press, Cambridge, MA
88- O Dell, C & C.J. Grayson J(1998); “If Only We Know What We Know: The Transfer of Internal Knowledge and Best Practice”
89- Parhizgar, A.M, Gilbert, G.R.(2006); “Meausers of Organizational Effectiveness: Private & Public Sector Performance”,available at: www.elsevier.com/locate/dsw2006/4/23
90- Pfeffer,J & G.R. Slancik, (1983); “ The Externallll Control of Organizations: Are Source dependent Prrespective”, New York, Harper & row
91- Pierce, C.S.(1998), “ The Essential Pierce: Selected Philosophical Writing”, Vol.2(1893-1913), Houser, N.,Ed.
92- Polanyi, M.(1967); The Tactic Demension, Doubleday, New York.
93- Quinn,Robert.E & John Rohr baugh, (1983); “ A spatial Model of Effectiveness criteria: Towards a Competing Values approach to Organizational Analysis”, Management Science
94- Radding, A.(1998). Knowledge Management: Succiding in the Information- based
95- Ruggles, R.(1999); “ The State of Notion, Knowledge Management in Practice”, California Management Review, Vol.40, No.3,pp.80-89
96- Sayer, A.(1993). Method in Social Science: A Realist Approach, Routledge, London
97- Scott,W.R.(1977). “ Effectiveness of Organizational Effectiveness Studies”, in paul,S.Goodman & Johannes, M.Pennings, New Prespective on Organizational effectiveness, Sanfrancisco: Jossey-Bass
98- Seashore,S.E.(1979). “Assesing Organizational Effectiveness With Refrence to memberneeds”, paper presented on the meeting of the academy of management, Atlanta.Ga
99- Shankar, R.,Singh, M.D.,Gupta,A. & Narain,R.(2003). “ Strategic Planning for Knowledge Management Implementation in Engeering Firms”, Available at: www.emeraldinsight.com/0043-8022.htm
100- Stewart,T.A.(1999), “Brain Power: Who Owns It, How They Profit It”, Fortune, pp.105-110
101- Stiglitz, J.(1999); Public Policy for a knowledge Economy,London,UK,p.15
102- Sohrabi, B.,Mohammadi, K. and Khanlari, A.(2009); Oranizational readiness Assessment for Knowledge Management, International Journal of Knowledge Management, Vol.5, No.1, pp. 29-45
103- Strassmann, P.A.(1985), transformation of Work in the Electronic AGE, The Information Economic Press.
104- Suuassee,N.N.& Sewary, D.A.(2003); An Investigation of Knowledge Management Implementation Strategies,Proceedings of SAICSIT, pp.24-36
105- Sveiby, K.E.(2002); “ Knowledge Management- Lessonss from the Pioneers”, pp.5-6
106- Vansina,J.(1985). Oral Tradition as History, James Currey ltd,London
107- Watson, L.(2004). Applying Knowledge Management (e-book): Techniqes for Building Corporate Memories, Morgan Kaufmann Publishers
108- Weber,B & Weber, CH.(2007). “ Co porate Venture Capital as a Means of Radical innovation: relation fit, social capital, and knowledge transfer”, Journal of Engineering & Technology Management, Elsevier B.V. doi: 10.1016/j.jengtecman. 2007.01.002
109- Weick,K.E.(1995). Sensemaking in Organizations, Sage Publications,Thousand Oaks, CA
110- Wiig,K.(1990); “ Knowledge Managemnt: An Introduction”, in proceedings of lake second Annual International Conference, Washington Dc, International Association of Knowledge Engineers, pp.13-41
111- Yuchtman,E & Stanley.E.(1976). “ Systems Resource Approach to Organizational Effectiveness”, American Sociological Review, 32
112- Zhi-Ping, B. Feng,Yong-Hong Sun.(2009). Evaluating Knowledge Management Capabality of Organization, Expert Systems With Applications, Available at: www.sciencedirect.com
 
 
 
 
 
  
 
 
 
 
 
 


[1] . organization for Economic co operation and Development
[2]. F.luthans
[3]Confirmatory Factor Analysis (CFA)
اول    قبل    بعد    آخر