چالش‌ها، فرصت‌ها، تهديدها و الگوي مناسب مديريتي براي تحقق اهداف
سند چشم‌انداز بيست‌ساله جمهوري اسلامي ايران

چکیده

سندچشم‌انداز بیست ساله كه تصويري آرماني از آينده است. انگشت اشاره و مسير ترسيمي انرژي دهنده به تلاش‌هاي مرحله‌اي براي تحقق آمال و آرزوهاي ملت طي 20 سال آينده است .
چشم‌انداز ، تصور و تجسم آينده‌اي قابل پيش‌بيني است كه در اصل ، تصوير مطلوب و ذهني و مورد علاقة نظام جمهوري اسلامي قلمداد مي‌شود و بايد وجهة عيني ، عملي ، واقعي و معتبر بيابد و در قالب برنامه‌هاي توسعه پنج ساله كشور جامه واقعيت بپوشد .
براي عبور از دورة گذار و رسيدن به «شرايط مطلوب و معهود» همة اركان ، دستگاه‌ها و سازمان‌ها نيازمند شناسايي گام‌هاي بعدي براي حركت به سوي تعالي و آماده‌سازي ساز و كار و زير بسترهاي حركت هستند .
حركت به سمت اهداف چشم‌انداز توسعه كشور نيازمند عزم ملي ، آماده‌سازي فكر و ذهن جامعه ، فراهم آوري سازمان‌ها و بنگاه‌هاي كارآمد ، تشكيل تيم‌هاي كاري و تقويت نيرو ، توان و انرژي فردفرد و آحاد جامعه است
پيمايش مسير عقلايي براي رسيدن به اهداف چشم‌انداز ، نيازمند بكارگيري توان (دانش ، تجربه و مهارت ) و ايجاد تمايل (اعتماد به نفس ، انگيزش و اميد ) در اركان كشور، بسيج منابع و بكارگيري فناوري و تجهيزات فني است .


کلید واژه:

چشم انداز،آرمان ،عقلانیت ابزاری،عقلانیت ارزشی،رویکرد تعاملی،مدیریت استراتژیک،نظام جامع توسعه،مدل برنامه ریزی فرایندی.
مقدمه
سند چشم‌انداز جمهوري اسلامي ايران سندي است كه در برگيرنده اهداف جمهوري اسلامي طي بيست سال آينده ، چالش‌هاي احتمالي، فرصت‌هاي پيش رو و شايستگي‌هاي پايه‌اي نظام تلقي مي‌گردد .
چشم‌انداز كه تصويري آرماني از آينده است ، انگشت اشاره و مسير ترسيمي انرژي دهنده به تلاش‌هاي مرحله‌اي براي تحقق آمال و آرزوهاي ملت طي 20 سال آينده است .
چشم‌انداز ، تصور و تجسم آينده‌اي قابل پيش‌بيني است كه در اصل ، تصوير مطلوب و ذهني و مورد علاقة نظام جمهوري اسلامي قلمداد مي‌شود و بايد وجهة عيني ، عملي ، واقعي و معتبر بيابد و در قالب برنامه‌هاي توسعه پنج ساله كشور جامه واقعيت بپوشد .
براي عبور از دورة گذار و رسيدن به «شرايط مطلوب و معهود» همة اركان ، دستگاه‌ها و سازمان‌ها نيازمند شناسايي گام‌هاي بعدي براي حركت به سوي تعالي و آماده‌سازي ساز و كار و زير بسترهاي حركت هستند .
حركت به سمت اهداف چشم‌انداز توسعه كشور نيازمند عزم ملي ، آماده‌سازي فكر و ذهن جامعه ، فراهم آوري سازمان‌ها و بنگاه‌هاي كارآمد ، تشكيل تيم‌هاي كاري و تقويت نيرو ، توان و انرژي فردفرد و آحاد جامعه است .
از سوي ديگر ، بكارگيري منابع موجود در مسير چشم‌انداز آرماني كشور در گرو عقلانيت و برنامه‌ريزي عقلائي براي پيمودن اين راه پرفراز و نشيب است .
پيمايش مسير عقلايي براي رسيدن به اهداف چشم‌انداز ، نيازمند بكارگيري توان (دانش ، تجربه و مهارت ) و ايجاد تمايل (اعتماد به نفس ، انگيزش و اميد ) در اركان كشور، بسيج منابع و بكارگيري فناوري و تجهيزات فني است .
مديران عالي سازمان‌ها براي عبور از تهديدها و فراهم آوري فرصت‌هاي نو بايد رسالت هر بخش و سازمان كه همانا علت اصلي و مقصد نهايي و قطعي هر بخش و سازمان است را مشخص نمايند .
اگر رسالت و مأموريت هر بخش تعيين گردد ، در اصل اولويت‌ها ، راهبردها ، برنامه‌ها و سياست‌ها هم در همان مسير تعيين خواهد شد . اما مهم اين است كه امروز ديگر دستگاه‌ها و مجموعه‌ها نمي‌توانند نگاهي صرفاً آرماني داشته باشند و بايد با آماده‌سازي تمامي سازوكارها ، چشم‌‌انداز ملي كشور به چشم‌اندازهاي سازماني و شخصي متصل كرد تا كه در قالب يك حركت جمعي مفهوم گردد .

مشخص كردن چشم‌انداز در اندازه‌هاي بخش و دستگاه و سازمان به شكل كاملاً روشني به فرهنگ ، ارزش‌ها ، باورها و خواسته‌هاي فرد و سازمان ، بستگي دارد .
ارزش‌ها و باورهاي اساسي آنچه را كه درست و يا نادرست ، مهم ‌يا بي‌ارزش ، زشت يا زيبا هستند تعريف مي‌كنند و تصميم‌ها ، رفتارها و الگوهاي افراد تحت تأثير اين ارزش‌ها و فرهنگ برخاسته‌ از آن شكل مي‌گيرند . بر اين اساس بخشي از توان و نيروي «مديريت چشم‌انداز» بايد صرف هماهنگ ساختن راهبردها با فرهنگ عمومي و سازماني بشود .چشم‌انداز و زيرساخت‌هاي آن‌ نظير مأموريت‌ها ، اهداف ،استراتژي‌ها ، مقاصد ، برنامه‌ها و سياست‌ها در قالب محيط‌هاي گوناگون از فرهنگ ، سياست‌، اقتصاد ، گروهها ، نخبگان و دولت تأثيري مي‌پذيرند .

به مفهوم روشن‌تر ، تا آرمان‌هاي بلند در بافت‌ها و قالب‌هاي سازماني ، عملياتي، كمي و قابل اندازه‌گيري شكل دهي نشود ، حركت به سوي چشم‌انداز و تسخير قله‌هاي معهود شكوه و عظمت ممكن نمي‌نمايد .
حركت از آرمان‌گرايي به عنوان اساس و پاية زندگي ، به سمت عقلانيت و واقع‌گرايي، به عنوان ساز و كار تحقق آرمان‌ها و اهداف چشم‌انداز 20 ساله جمهوري اسلامي ، نقطة‌كانوني چالش‌هاي تحقق اين سند خواهد بود .

چشم‌انداز تحت تأثير آرمان‌ها و ارزش‌ها فرصت‌ها و تهديدها و واقعيت‌هاي محيطي است كه در قالب برنامه‌ريزي متكي برتجارب داخلي و خارجي شكل‌ مي‌گيرد . بديهي است حركت در اين مسير با چالش‌ها و مشكلاتي روبروست كه «مديريت كشور» بايد با «مديريت چالش‌ها» تمامي دستگاه‌هاي كشور را به صورتي هماهنگ در مسير چشم‌انداز سازمان دهد .
بنابراين ، چشم‌انداز بايد راهنماي «مديريت چالش‌ها» باشد تا تهديدها را به فرصت تبديل كند ، به ويژه آنكه محيط منطقه‌اي ايران آكنده از رقابت ، توسعه بازارها ، گسترش تجارت و رواج فنآوري‌هاي روز است . شرط اصلي و اساسي رسيدن به اهداف چشم‌انداز ، انتخاب فرآيند مناسب براي توسعه اقتصادي-اجتماعي با رويكردي همه جانبه و بلند مدت و راهبردي است . اين امر نيازمند تشخيص و تفهيم شرايط نوين جهاني و روابط امروزين بين‌المللي است . اگر اين شناخت و ادراك بناشد ، تشخيص دگرگوني‌ها در تركيب و روند مناسبات سياسي- اقتصادي جهان و نيز رخدادهاي منطقه سخت‌تر شده و نمي‌توان با عبور از تنگناهاي ملي زمينة رشد و توسعه را هموار كرد .
منابع طبيعي و انساني سرشار ايران ، كشور را در مسير رشد و توسعه در معرض انتخاب‌ها و گزينه‌هاي گوناگوني قرار مي‌دهد كه هر يك از گزينه‌ها به طور طبيعي چالش‌هاي متفاوتي را هم در بردارد .

بهره‌برداري از فرصت‌ها و مقابله با تهديدهاي احتمالي موجود در اين چالش‌ها در گرو الزامات پياده سازي سند و اتخاذ راهبردهاي معيني است كه بتواند اقتصاد و جامعه ايران را در مسيري روشن و هموار و در راستاي تحقق اهداف آرماني چشم‌انداز به پيش ببرد . اين مسير، نيازمند توسعه پايدار ملي با رويكرد تعاملي در جهان است .
اين مهم در قالب برنامه‌هاي توسعه فرهنگي ، اجتماعي ، اقتصادي به توانمند سازي كشور، دستگاه‌ها و سازمان‌ها خواهد پرداخت تا «دوران گذار» و عبور از شرايط موجود به سمت شرايط مطلوب به آزمون گذارده شود .
عبور از شرايط موجود و حركت به سوي وضعيت مطلوب نيازمند ساخت و اجراي «استراتژي مناسب» است . اين استراتژي در گرو شناخت «وضع موجود» و تعيين اهداف و مأموريت‌ها و بررسي محيط داخلي و خارجي است . در چنين وضعيتي بر اساس مدل زير عوامل استراتژيكي خارجي (فرصت‌ها و تهديدها) و نيز عوامل راهبردي داخلي (نقاط قوت و ضعف دستگاه‌ها) بخوبي شناسايي شده و به شكل هماهنگ و متوازن مأموريت‌ها ، اهداف و استراتژي دستگاه‌ها تعيين و با استراتژي نوين از «وضعيت فعلي» به سوي «وضعيت آتي» حركت خواهند كرد .

كشور براي آمادگي جهت «گذار از وضعيت موجود» و رسيدن به «وضعيت مطلوب و معهود» كه همانا شرايط تحقق سند چشم‌انداز 20ساله است . نيازمند «تغيير سازماني» و دگرگون سازي در تمامي ابعاد است تا مرحلة گذار را براي تحصيل «وضعيت آينده» طي نمايد.

وضع موجود :

شرايط ايران امروز اقتضاي رشد و توسعه در خود را ندارد و ساختار نه چندان كارآمد دولتي ، عدم امكان جذب سرمايه‌هاي بين‌المللي ، غيرقابل رقابت بودن اقتصاد داخلي و وجود انحصارات دولتي، شرايط مناسبي براي تحولات اجتماعي ، فرهنگي در راستاي ارتقاء كيفيت زندگي ، رفع فقر و حمايت از گروه‌ها و قشرهاي آسيب‌پذير براي تحقق عدالت اجتماعي را فراهم نمي‌آورد .
بنابراين شرايط مناسبي براي افزايش بهره‌وري و تحقق رقابت‌پذيري در اقتصاد ، صنعت و كشاورزي كشور وجود ندارد و اقتصاد يارانه‌اي و دولتي ، رقيبي براي اقتصاد مولد ، پويا و كارآفرين با قابليت‌هاي مشاركت و فعاليت‌هاي رقابت پذير است .
اين مديريت كه مديريت مبتني بر منابع طبيعي است ، در برابر فعاليت‌هاي نوآورانه وظرفيت‌هاي جدي و كارآفرين مقاومت كرده و آنان را در تنگناهاي بوروكراسي اداري خسته و فرسوده مي‌سازد .
تداوم وضع موجود ، با وجود رقابت‌هاي بسيار سنگين در منطقه‌ و رشد پيوسته و پايدار ساير قدرت‌ها و كشورها و ملل منطقه ، ثبات داخلي ، امنيت و اقتدار ملي را دچار مشكل كرده و تحقق عدالت اجتماعي و توسعه اجتماعي را دور و ناممكن مي‌نماياند .
اداراك و فهم شرايط نوين بين‌المللي براي حركت از وضع موجود به سمت « دوران گذار » با هدف رسيدن به « شرايط آرماني و مطلوب » ، « نيازمند رويكردي راهبردي با شناخت دگرگونيها و روند تحولات جهاني » است . اين شناخت ، صاحبان انديشه ، نخبگان داخلي و فن‌ورزان رشته‌هاي مختلف را در مسيري قرار مي‌دهد كه در تركيبي موزون و مناسب با دولت و حاكميت سياسي ، مهم‌ترين مسايل و تنگناهاي اقتصاد ملي را شناسايي كرده و با انجام اصلاحات مديريتي و فني و در تعاملي مؤثر و سازنده در مناسبات منطقه‌اي و بين‌المللي ، كاروان رشد منطقه‌اي را در سرزمين ايران نيز به حركت درآورد.

مهم‌ترين محورهايي كه براي خروج از وضع موجود بايد مدنظر قرار گيرد و چالش‌هاي چشم‌انداز هم در همين رابطه شكل مي‌گيرد عبارتند از :‌

1. رقابتي كردن استراتژي اقتصادي
2. تدوين برنامه رشد تدريجي در مسير توسعه پايدار
3. فراهم آوري شرايط امنيت براي سرمايه‌هاي اجتماعي ، معنوي و نيز سرمايه‌هاي مادي
4. توسعه مبتني بر دانش و دانايي محوري
5. تعامل سازنده و مؤثر با قدرت‌هاي منطقه‌اي و بين‌المللي
6. الگو سازي داخلي بر مبناي توسعه فرهنگي و امنيت اجتماعي
7. اصلاح ساختار دولتي و كم كردن شرايط دخالت دولت در تصدي‌گري‌ها
8. محوري ساختن امر آموزش و بهسازي نيروي انساني
9. اصلاح قوانين و مقررات و استانداردسازي مقررات و رويه‌‌هاي جاري
10. ايجاد شرايط مناسب براي امنيت سرمايه‌گذاري و تضمين سود سرمايه
فراهم آوري شرايط تلفيقي و الگوي تركيبي براي بهره‌گيري از « عقلانيت ابزاري سود محور » و منفعت گراي امروزين جهان كه در قالب « واقع‌گرايي » و نظم و انضباط نوين رخ نموده است با « عقلانيت ارزشي » و اخلاقي بومي كه برخاسته‌ از مفاهيم اساسي ، باورها ، ارزش‌ها و جهان بيني مكتبي و آموزه‌هاي ملي و مسلكي است و در قالب « آرمان‌گرايي » تجلي مي‌نمايد ، مي‌تواند الگوي تلفيقي و نويني را براي مدل برنامه‌ريزي ايران فراهم آورد كه متناسب با شرايط «دوران گذار» باشد.
« دوران گذار » در اصل 4 گام 5 ساله براي توانمندسازي كشور ، دستگاه‌ها و سازمان‌ها خواهد بود تا آمادگي ورود به وضع‌ مطلوب را كسب نمايند . اين دوران ، دست و پنجه نرم كردن با چالش‌ها و مرحلة ايجاد تغييرات بنيادين در ساختار و رفتار دستگاهها و سازمان‌ها است .
چالش‌هاي اين مرحله مي‌تواند فرصت‌ها و تهديدهاي فراواني پيش روي كشور قرار دهد و دوران آمادگي و توانمندسازي را همانند «كارگاه آموزشي» براي سراسر كشور مفيد و قابل آموزش بسازد .

اين چالش‌ها كدام هستند ؟


مهمترين چالش‌هاي سند چشم‌انداز 20 ساله كشور عبارتند از :
1. چالش‌ جهاني شدن و جهاني سازي
2. چالش اقتدار و دموكراسي (مردم سالاري ديني)
3. چالش انقلابي گري و نظام‌مندي
4. چالش جمهوريت و اسلاميت
5. چالش آرمان‌گرايي و واقع‌گرايي (چالش‌عقلانيت رآل و عقلانيت ايده‌آل)
6. چالش مديريت نوين و مديريت سنتي (نگاه نظام‌مند و نگاه مكانيكي)
7. چالش رقابت و همكاري در منطقه
راهكارها
با توجه به تلاطم‌هاي محيطي ،توسعه علوم و فنآوري ، دگرگوني‌‌هاي فن‌ شناختي و تأثير آنها بر نظام و دستگاه‌هاي مسؤول كشور ، نخستين قدم ، تبيين مباني نظري مشترك و ادبيات متفاهم در حوزه‌‌هاي راهبردي ، پشتيباني و اجرايي است .
قدم‌بعدي در اين مسير تبيين شاخص‌ها و شناسايي مزيت‌هاي نسبي كشور و قابليت‌هاي دستگاه‌هاي اجرايي است .
گام سوم ، ساماندهي و طراحي ساختارها خواهد بود .
گام چهارم ، تقسيم كار ملي ميان بخش‌ها ، با توجه به سياست‌‌ها و برنامه‌ها است .
گام پنجم ، طراحي يك سيستم نرم‌افزاري كه بتوان قابليت‌ها و نيازها را در يك شبكه ملي به صورت روزآمد نگهداري كرده و مورد استفاده قرار داد .
اين حركت سراسري و ملي نيازمند طراحي مدلي است كه الگوي مناسبي براي «يكپارچه سازي مديريت استراتژيك» در دنبال نمودن اهداف سند باشد .
در اين راستا بهره‌گيري از « مدل برنامه‌ريزي فرآيندي » ، متناسب با مأموريت‌هاي اصلي دستگاه‌هاي كشور ، استفاده از مدل « كنترل كلاسيك » به منظور شناخت جامع از ساختارمندي و سطح‌مندي مؤلفه‌هاي دروني مدل و روشن سازي ارتباطات ميان اجزاء و استفاده از مطالعات تطبيقي براساس الگوي مبنا (Benchmarking) براي تعيين شاخص‌ها و ارايه روشن مؤلفه‌ها و الزامات چشم‌انداز 20ساله توصيه مي‌گردد .
بديهي است بهره‌گيري از « دانش مديريت راهبردي » براي شناخت وضعيت موجود ، طراحي ساختار كلان نظام توسعه و تعيين راهبردها و رويكردها و برنامه‌هاي عملياتي و اجرايي مي‌تواند بسيار مؤثر و كارساز باشد .
اين حركت سراسري نيازمند سيستم‌هاي پشتيباني نرم‌افزاري و سخت‌افزاري ، ساختار ، وظايف و اختيارات حوزه راهبري ، اولويت‌‌ها ، جهت‌گيري‌هاي كلي نظام و بايد و نبايدها و خط‌مشي‌هاي اصولي است .

بر اين مبنا ، راهكار اصلي ، استفاده تلفيقي از روش‌هاي كنترل كلاسيك ، نگرش و مديريت راهبردي و الگوي مبنا و توسعه فرآيندها و مديريت دانش مي‌باشد .

نگرش مديريت راهبردي

امروزه تمامي نظام‌ها تحت تأثير شديد تغييرات محيطي هستند و هر گونه تحول در نظام‌هاي اقتصادي، ‌سياسي، اجتماعي و فرهنگي و همچنين تحولات فناوري و تغيير در ابزارها و روشها به سرعت سيستم‌ها را تحت تأثير قرار مي‌دهد. برخي از انديشمندان معتقدند كه دولتها از دهة 90 به بعد، بدون توجه به مسائل راهبردي قادر به ادامه حيات و اجراي رسالت و مسؤوليت‌هاي خويش نبوده‌اند و كساني كه به اين مهم توجه نكرده‌اند از قافله عقب مانده‌‌اند .
استفاده از روش « مديريت راهبردي » در مدل به ما كمك مي‌كند تا با استفاده از تكنيكهاي شناخت راهبردي، نقاط قوت و ضعف درون نظام و هم چنين فرصت‌ها و تهديدهاي خارجي آن را در چهارچوب مؤلفه‌هاي مدل در شرايط موجود و مطلوب شناسايي كرده و سپس با بررسي و تبيين وضعيت راهبردي موجود ، راهكارهاي برون‌رفت از آن را از طريق تعيين اولويت‌ها و ارايه چشم‌انداز مناسب، راهبردها و برنامه‌هاي عملياتي مشخص كنيم.
مطالعه تطبيقي براساس الگوهاي مبنا
از دهه 1980 كشورهاي در حال توسعه ، سياست‌گذاري‌هاي ملي خود را در قبال توسعه با توجه به تحولات فناوري‌هاي جديد آغاز كردند. استفاده از تجربيات نظري و عملي آنها راهنماي خوبي جهت انتخاب راهكارهاي بهينه متناسب با بوم كشور ما محسوب مي‌گردد و به عنوان يك فرصت، ما را از رفتن به مسيرهاي نادرست و اتلاف منابع بازداشته و به انتخاب راهكارهاي صحيح و ميان‌بر رهنمون مي‌سازد.
روش مطالعه تطبيقي و استفاده از الگوي مبنا در مدل تلفيقي به عنوان تجربيات عملي و نظري كشورهاي جهان، مبناي استخراج مؤلفه‌ها و اصول و مباني حاكم بر نظام جامع مديريت استراتژيك تحقق اهداف سند مي‌باشد. از سوي ديگر ، اين تجربيات جهاني ما را در دستيابي به چشم‌انداز توسعه متناسب با شرايط فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و سياسي كمك خواهدكرد.
توسعه فرآيندها
كشورها ، سازمان‌ها ودستگاه‌ها براي بقاء در جهان امروز، بايد ضمن قرار گرفتن در مسير تلاطم‌هاي محيطي، در وضعيت خود بازانديشي كرده و فعاليت‌هاي خود را بر محور «فرآيندها» مورد سازماندهي مجدد قرار دهند. يعني هر سيستمي براي حفظ بقاء و سازگاري با تلاطم‌هاي محيطي دائماً بايد به توانمندسازي و انسجام دروني پرداخته و ساختار و رفتارهاي خود رامتناسب با شرايط محيطي و نيازمندي‌هاي مردم خود تنظيم نمايند.
كاربرد روش توسعه فرآيندها در مدل، چگونگي اخذ اطلاعات لازم از محيط و پالايش آنها و انتقال اطلاعات مناسب در سراسر كشور را متناسب با سطوح و اصول و مباني حاكم و شناخت وضع موجود و وضع مطلوب مورد بررسي قرار داده و با تجزيه و تحليل منطقي اطلاعات، توانمندسازي و انسجـام‌دهي درونـي را جهت دگـرگـوني در تغييــر فرآيندها و رفتارهاي مورد نياز فراهم مي‌آورد.
اين عامل باعث حساس شدن مجموعه سيستم نسبت به شناخت چشم‌انداز آينده و بازانديشي و تجديد نظر در راهبردها، اهداف و اولويت‌هاي آينده در حين اجراي برنامه‌ها مي‌گردد و كشور را با راهبردي منطقي از وضع موجود به سمت وضع مطلوب رهنمون مي‌سازد .
بر اساس الگو و مدل پيشنهادي ، به نظر مي‌رسد كه شورايي در سطح ملي به عنوان « شوراي راهبري نظام جامع مديريت استراتژيك تحقق اهداف سند » در چارچوب ساختار مجمع تشخيص مصلحت نظام ضروري مي‌باشد .
وظيفه اين شورا سياستگذاري كلان و نظارت بر كليات تدوين طرح اجرايي و تصويب موارد پيشنهادي از سوي دستگاه‌هاي اجرايي است . اين شورا مي‌تواند كميته‌اي اجرايي يا (شورايي اجرايي ) براي هماهنگ كردن فعاليت‌هاي كميته‌هاي تخصصي و نظارت بر اجراي طرح‌ها در دستگاه‌ها داشته باشد و به شكل دبيرخانه‌اي فعال و پويا وظيفة ايجاد هماهنگي‌‌هاي لازم جهت تحقق الزامات اجراي سند چشم‌انداز را پي بگيرد .
به زبان ديگر اين شورا « مديريت عالي دوران گذار » به حساب مي‌آيد كه در قالب بخش‌هاي نرم‌‌افزاري و سخت آوري ، وظيفة برنامه‌ريزي سازماندهي ، بسيج منابع ، كنترل و نظارت و هدايت و رهبري را بعهده داشته و دولت و دستگاه‌ اجرايي كشور هم مسؤوليت شوراي اجرايي (كميته اجرايي) و نظارت بر كميته‌‌هاي تخصصي را عهده‌دار خواهد بود .

فریدون وردی نژاد

منابع و مآخذ:

منابع انگليسي :
1. Scott , G . William & Mitchell , R . Terence 1972 , " Organization Theory " A structural and Behavioral Analysis , 2 ed Irwin , Inc .
2. Richard , l Daft , Management . 2001

منابع فارسي :

1. سند چشم‌انداز توسعة 20 سالة جمهوري اسلامي ايران ، ايران 1404 ، مصوب 1382 .
2. پيتر سنج ، پنج فرمان ، ترجمه حافظ كمان هدايت و محمد روشن ، چاپ بدوم ، سازمان مديريت صنعتي ، 1377 .
3. سند راهبردي نظام جامع توسعه علوم ، تحقيقات و فنآوري ، آذرماه 1381 .
4. سند تفصيلي « نظام جامع توسعه تربيت بدني و ورزش كشور ، مصوب 9/6/1382 هيأت وزيران .

 

     
 


خود را آماده کنیم

تهران و مشکلات آن

سارس وشبکه های مجازی ارتباطات

استراتژی های ورزشی

منابع معدنی در جمهوری خلق چین

راهنمای سرمایه گذاری در چین

ایران - چین و هویت نوین آسیایی
( برای روزنامه شرق )

ويژگيهاي فرهنگي
جمهوري خلق چين

نگاهي بر الگوي رشد چيني

چشم‌انداز بيست ‌ ساله
جمهوري اسلامي ايران

جایگاه آموزش و پژوهش در رشد
و توسعه چین امروز

صنعت اطلاعات و ارتباطات
در چین امروز

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

   
Copyright © All rights reseved. - verdinejad.com